تبلیغات
دانلود رمان - هر چی دلم بخواد...!!

هر چی دلم بخواد...!!

سه شنبه 10 شهریور 1394 ساعت 16 و 22 دقیقه و 25 ثانیهنویسنده : شقایق

 


 رفتن دلیل نبودن نیست 


 در آسمان تو پرواز می کنم


 عصری غمگین و غروبی غمگین تر در پیش


 من بی زار از خود و کرده خویش


 دل نامهربانم را بر دوش می کشم


 تا آنسوی مرزهای انزوا پنهانش کنم

 
 در اوج نیزار های پشیمانی


 و ابرهای سیاه سرگردان که با من از یک طایفه اند


 سلام می گویم


 تو باور نکن اما من عاشقم

 




دل من حالش خوشه اصلا بلد نیست بگیره

ولی خیلی تنگ میشه گاهی می ترسم بمیره

اما بازم به خودش میادو سوسو می زنه

باز حیاط خلوت سینمو جارو میزنه

میگمش تا کی میخوای عاشق بشیو بشکنی

به روی خودش نمیاره، می پرسه با منی

با کیم با توی عاشق پیشه ی سر به هوا

با توی دیونه ی در به در بی سر و پا

با تو که هر چی دارم می کشم از دست تواِ

با تو که هر جا میرم اسیر دربست تواِ

کی می خوای دست از سر آبروی من برداری

کی می خوای عقلی که دزدیدی سر جاش بذاری

کی می خوای بزرگ بشی، سنگین بشینی سرجات

سر به راه بشیو دنیا رو نذاری زیر پات

دل من حالش خوشه اصلا بلد نیست بگیره

ولی خیلی تنگ میشه گاهی میترسم بمیره

ولی خیلی تنگ میشه گاهی میترسم بمیره...



می دانی کلافه ام؟!!

می دانی که دیگر حوصله ی هیچ کس و هیچ چیز را ندارم؟!!

می دانی که چندی است که فقط می خواهم جایی بروم و در تنهایی خود زار زار گریه کنم؟؟!!

می دانی دلم تنگ است؟ می فهمی؟ اصلاً می توانی بفهمی؟؟

می دانی که شرمنده ی خدای خود شده ام؟؟!!

می دانی که مرتب به او قول می دهم که "صبر" پیشه کنم؟!! "صبر" ی که تؤام با شیرینی و زیبایی باید باشد تا خداوند به آن بگوید "صبر"؟!!

می دانی تمام این مدت سر خود را کلاه می گذاشتم و همش خوش خیالی می کردم که دارم هنر می کنم چرا که در برابر خواست خداوندم "صبر" پیشه کرده ام و ...

می دانم خدا با "صابرین" است و "صبرکنندگان" را دوست دارد.

می دانم که "صبر" شرایطی دارد تا بتوانم بگویم که "صبر" پیشه کرده ام.

اما می دانی که تاکنون...

نمی دانم...

نمی دانم....

می دانی که مرتب در نمازهایم از خدا "تو" را می خواهم

ولی باز می گویم: خدایا راضی ام به رضای تو

خدایا اصرار نمی کنم بر آنچه تو به صلاح من نمی دانی...

.....

ولی می دانی که باز ته ِ ته ِ دلم،

حسی می گوید: خدایا! او دروغ می گوید! فقط "او" را می خواهد...

.....

ای کاش می دانستی...

ای کاش...



آخرین ویرایش: سه شنبه 10 شهریور 1394 ساعت 16 و 47 دقیقه و 38 ثانیه

 
پنجشنبه 24 فروردین 1396 ساعت 21 و 04 دقیقه و 14 ثانیه
I think this is one of the most vital information for
me. And i am glad reading your article. But want to remark on few general things, The website style is ideal, the articles is really nice : D.

Good job, cheers
یکشنبه 20 فروردین 1396 ساعت 00 و 20 دقیقه و 52 ثانیه
This is my first time visit at here and i am really happy to
read all at alone place.
شنبه 24 بهمن 1394 ساعت 20 و 12 دقیقه و 08 ثانیه
افرین ابجی شقایق حرف نداشت خیلی زیبا بود براووووووو
شقایق
ممنون از نظرت عزیزم قابل نداشت
جمعه 17 مهر 1394 ساعت 17 و 07 دقیقه و 01 ثانیه
خیلی خوب بود شقایق جونم
شقایق
مرسییی عزیزم
چهارشنبه 8 مهر 1394 ساعت 20 و 24 دقیقه و 01 ثانیه
سلام شقایق جونم ببخشید دیراومدم درگیر بودم منم به خدا نمیدونم هیچ كدوم از بچه ها نمیان نه داداش امیر میاد نه مینا میادش هیچكی نیس دلم واسه همه بچه ها تنگ شده
شقایق
سلام الی جون عیب نداره هممون درگیره زندگی و مشکلاتیم اوهوم منم همین طور...
جمعه 27 شهریور 1394 ساعت 20 و 10 دقیقه و 29 ثانیه
میگم شقایق جون من یه سوال دارم... این وبلاگ كه اصلا مثل گذشته ها نیس نه مینا هس نه مطهره و مهسا و بقیۀ بچه ها... داداش امیر كه دیگه نمیاد تو هم كه از كل هفته فكر نكنم دو روز بیایی این جا فقط یه نویدو گذاشتین واسه وبلاگ به نظرت این وبلاگ بازم مثل قدیما پر شور میشه؟ به خدا وقتی میام اصلا گریم میگیره دلم واسه بچه ها تنگه این جاهم كه میام عینهو وب ارواح میمونه...والا
شقایق
میگی چیکار کنم الی؟؟؟؟گناهه من چیه؟؟؟؟؟مگه من دوس ندارم اینجا مثه قبل بشه اما هرکاری کردم نشد نمیشه امیر که....نمیدونم بخدا هیچی دیگ نمیدونم
جمعه 27 شهریور 1394 ساعت 20 و 05 دقیقه و 42 ثانیه
سلام شقایق جون خوبی؟ شقایق جونم كسی واسه گذاشتن رمان توی وبلاگ پیدا شد ان شاالله؟
شقایق
سلام عزیزم نه کسی پیدا نشد...
سه شنبه 17 شهریور 1394 ساعت 20 و 01 دقیقه و 57 ثانیه
سلام شقایقی عجب نداره فدات خوبم تو خوبی؟ به خدا گرفتار بودم اصلا نمیشد بیام كه
شقایق
سلام عزیزم منم خوبم خب پس خدا رو شکرمیدونم اجی بالاخره همه گرفتاریم دیگه...
دوشنبه 16 شهریور 1394 ساعت 02 و 07 دقیقه و 39 ثانیه
سلام.شقایق جوون خوبی؟خیلی قشنگ
امیر حافظ دیگه فعالیت نداره؟من خیلی وقت نبودم
شقایق
سلام هستی جونم چطوری؟؟من خوبم شکر...نه متاسفانه خیلی کم میتونه سر بزنه مشغلش زیاده
یکشنبه 15 شهریور 1394 ساعت 22 و 53 دقیقه و 38 ثانیه
سلام شقایق جونم خوبی؟ من همون الی خودتونم وای خیلی وقت بود نیومده بودم دلم خیلی تنگ شده بود...
محشر بود مثل همیشه
شقایق
سلام عزیزم چه عجب من خوبم تو خوبی؟؟منم دلک واست خیلییییییی تنگ شده بود...مرسیییی عزیزم
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر