تبلیغات
دانلود رمان - به یاد یک لعنتی....

به یاد یک لعنتی....

چهارشنبه 5 آبان 1395 ساعت 16 و 23 دقیقه و 10 ثانیهنویسنده : امیر حافظ

 
فقط جمله

انقدر بی صدا از من گذشت....که هیچ وجدانی بیدار نشد...


/باران خیابان خلوتی بود درمن..که پشت سرت بعد رفتنت هرشب  گریست...

/هرشب سرم را روی شانت میگذارم....یادم می افتد نیستی سقوط میکنم...

/اون فکر کرد همه مثل منن رفت سراغ بقیه....منم فکر کردم همه مثل اونن...تنها شدمو خط کشیدم دور همه..

/نیستی ردپایت راگم کرده ام...کاش انشب که میرفتی از چشمانم جای باران برف میبارید...تا ردپاهایت می ماند...

/مرا ول کردی برای رسیدن به او....اگراو برای تو ساخته شده است...من برای تو ویران شده ام...

/باز دلم دارد شور میزند...لعنتی باز کجا داری شیرین زبانی میکنی....

مرا کشت.....دیدن تو کنار دیگری....


/همه میگن نوشته هام قشنگه...منبع این نوشته ها کجاست؟نزدیکه....یک وجب مونده به بغضم...

کوچیک همتون امیرحافظ

آخرین ویرایش: شنبه 1 آبان 1395 ساعت 00 و 00 دقیقه و 44 ثانیه

 
یکشنبه 16 اردیبهشت 1397 ساعت 20 و 20 دقیقه و 48 ثانیه
I'm really enjoying the theme/design of your
web site. Do you ever run into any web browser compatibility
issues? A few of my blog visitors have complained about my website not working correctly
in Explorer but looks great in Safari. Do you have any advice to help fix this problem?
جمعه 13 مرداد 1396 ساعت 21 و 20 دقیقه و 51 ثانیه
Hello Dear, are you in fact visiting this web page daily, if so then you will without doubt take nice know-how.
امیر حافظ
کوووووووووووفت
سه شنبه 2 خرداد 1396 ساعت 15 و 51 دقیقه و 09 ثانیه
I've been surfing online more than 4 hours today, yet I never found any
interesting article like yours. It is pretty worth enough for me.

In my view, if all webmasters and bloggers made good
content as you did, the net will be a lot more useful
than ever before.
امیر حافظ
کوفت
یا فارسی بحرف یا کلت حرف نزنی بهتره
جمعه 8 اردیبهشت 1396 ساعت 13 و 02 دقیقه و 43 ثانیه
Wow, this piece of writing is nice, my younger sister is
analyzing these things, therefore I am going to let know her.
امیر حافظ
سیستر میشه خواهر
دیس میشه این
نایس میشه خوب
پنجشنبه 24 فروردین 1396 ساعت 20 و 56 دقیقه و 11 ثانیه
Hi there everyone, it's my first go to see at this website,
and post is in fact fruitful in support of me, keep up posting such articles.
امیر حافظ
کوفته های...
جمعه 18 فروردین 1396 ساعت 14 و 17 دقیقه و 55 ثانیه
I every time spent my half an hour to read this webpage's posts daily along with a cup of coffee.
امیر حافظ
یکشنبه 9 آبان 1395 ساعت 16 و 21 دقیقه و 44 ثانیه
میشه بپرسم چراهمش غم میزارید بابا من که کلا همه بهم میگن خیلی شادو شنگولم همه روسرحال میارم این متنا رو می خونم افسردگی می گیرم
امیر حافظ
همه میگن چزا از غم میگی و شاد نمینویسی...من ناخوداگاه یاده پیرمردی میفتم که بغل خیابون با سازش اهنگ شاد میزد...ولی اشک میریخت
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر