تبلیغات
دانلود رمان - ما آدما حرفای قشنگ زیاد میزنیم.....

ما آدما حرفای قشنگ زیاد میزنیم.....

دوشنبه 2 تیر 1393 ساعت 13 و 33 دقیقه و 11 ثانیهنویسنده : شقایق

 

می‌خواستم بهت بگم چقد پریشونم
دیدم خودخواهیه دیدم نمی‌تونم

تحمل می‌کنم بی تو به هر سختی
به شرطی که بدونم شاد و خوشبختی

به شرطی بشنوم دنیات آرومه
که دوسش داری از چشمات معلومه

یکی اونجاست شبیه من یه دیوونه
که بیشتر از خودم قدرتو می‌دونه

چیکار کردی که با قلبم، به خاطر تو بی‌رحمم
تو می‌خندی چه شیرینه، گذشتن تازه می‌فهمم

تورو می‌خوام تموم زندگیم اینه

دارم میرم ته دیوونگیم اینه

نمی‌رسه به تو حتا صدای من
تو خوشبختی همین بسه برای من

احساس بی وفایی شیوانا عشق معشوق

ما آدما حرفای قشنگ زیاد میزنیم

بهمون یاد دادن قشنگ حرف بزنیم

ولی كسی بهمون یاد نداد كه قشنگ زندگی كنیم

قدیما مردم حرف قشنگ واسه هم نمیزدن

ولی همون حرفای سادشونم به دل میچسبید

حالا شده روزگار ما حرف خوب میزنیم ولی به دل كسی نمیچسبیم

حرفهامونم همش تظاهر

از دل نمیاد كه به دل بچسبه


حالا می فهمم چرا میگن قبل از ازدواج نباید باکسی بود ...حالا می فهمم چرا مردا از یه سن که بگذره دیگه به این راحتیا نمیتونن ازدواج کنن ...حالا می فهمم عشق و دوست داشتن باید به وجود بیاد بعد ازدواج کرد ! پشت همه این جمله ها چندین سال خاطره خوابیده ، یه عالمه شادی و خنده و لذت وغم ...ما دیگه فکرامون مسموم شده ، انتخابامون بیمار شده ، خودمون نیستیم ... یه روزی عاشق شدیم و بهش نرسیدیم یا زد توذوقمون ... از اون روز به بعد هی چرخیدیم و چرخیدیم توآدما بعضیامون انتقام اونو از بقیه گرفتیم ،کلی دل شکوندیم .... کلی عمرمون گذشت ...شاید کلی خاطره ساختیم بازم ، اما آخرش هیچکسی اون آدم اولی نشد و هیچوقت اون حس برنگشت ...واسه همین هی مقایسه کردیم همه چیزطرفمونو با عشقمون و حسرت خوردیم ... ! امیدوار

نشیم اون مادری که وقتی بچشو بغلکرد ، یکم اشکش از ذوق بود ، یکم از اینکه این بچه میتونست بچه عشقش باشه ... اگه مال اون بود ، این بچه چه شکلی میشد ! کاش اون پیشم بود ... کاش نشیم اون پدری که مشکل جنسی نداشت ،اما انقدر عشقش میومد جلو چشمش که یا دوری میکرد یا موقع رابطه حواسش همه جابود بجز همــدمش!نسل بعدازمن!همه تصمیمایی که میگیری تو آیندت گریبانتو میگیره...هر دلی که از غرور بشکنی ، اینکه فکر کنی همیشه واسم هست بزار من حالمو بکنم ... هر رابطه ای که برقرار میکنی ، یه جایی داره ازعشقت به اون آدمی که واقعا باید بهش عشق میورزیدی کم می کنه ... نسل بعد از من ! شمایی که اینقدر زود از ما دارین همه چی روبی پروا تجربه می کنین و فکر میکنن کاردرستو انجام میدین ، اگه من برمیگشتم به 15 سالگیم ، با هیچکس رابطه جدی برقرارنمیکردم تا اون آدم رو پیدا میکردم و اونو نگهمی داشتمش تا روز آخری که نفس میکشیدمهمه عشقمو به اون میدادمو بـــس !بچه ها خاطره سازی نکنید یه روز همه خاطراتتون رو آه میکشین ... هیچ چیز بدتر از این نیست که بدونی اونی که فقط مال خودت بود و میخواستی واسه همیشه مال خودت باشه ،نصیب کس دیگه ای شده یا تو همین روزا میشه و تو هیچکاری نمیتونی بکنی ... بعضی وقتا به خودم میگم دلو میزنم به دریا وبه یه نفر دل میدم به امید معجزه ، که همه چیزای بد گذشته ات فراموش بشه ، اما آخرش به این میرسی که هیچ افسونگری نمیتونه اون حسای پاک عشقای اول و عشقای بچگیت روبهت برگردونه ... من تو زندگیم اشتباه زیاد کردم اما بزرگترین اشتباهو وقتی مرتکب میشی که فک میکنی این حسای قشنگ و بی آلایش که بهش داری ، بازم با کسای دیگه واست اتفاق میوفته ... ! آدما بازم میان تو زندگیتو میرن اما نه اون

آدما اون آدم میشن ، نه این حس اون حسای قشنگ ...اگه کسی داشت بهتون وابسته میشد و عاشقتون میشد و تو اون حس رو بهش نداشتی و میدونستی هم پیدا نمیکنی ،باهاش بازی نکن ؛ به خاطر لذتت قــاتــل نشو !آره قاتل فقط به کشتن آدما نیست

وقتی کسی رو مجنون خودت میکنی و تنهاش میذاری این آدم دیگه زنده نیست ؛؛ یعنی زندس اما زندگی نمیکنه ، فقط نفس میکشه خلاصه که آدمایی مثه من 2 راه بیشتر ندارن!!!یا به امید معجزه زندگی میکنن و پیش برن توسراب خودشون یا هم با کسی که واقعادوستشون داره باشن و فقط سعی کنن درکش کنن و کم اذیتش کنن که اونم چیزی جز عذابوجدان براشون نداره ... اما خوش به حال اونایی که نه احساس دارن ونه به این چیزا فکر میکنن ، این احساس طلسم عذاب آوری که خدا تو وجود ما آدما گذاشته تاهرجا راهو اشتباه رفتی ، یادت بندازهمسیرودرستانتخاب کنی ، وگرنه تا آخر عمرت تو بنبست پــوچــی گیر میکنی

 


با اون چشمات اینجوری بهم زل نزن!

ازم نپرس چرا؟ نگو نمی دونی چرا؟ نگو که هیچی نداری. ازم نپرس :دلت به چی من خوشه؟!

نه! جواب نمیدم...

خیلی خب... باشه... اینطوری نگام نکن. چی می خوای بدونی؟

چرا نمی ذارم تنهام بذاری؟ دلم به چیت خوشه؟

اون چشمای معصومت که وقتی بهم نگاه می کنه یه چیزی توشه که هیچ جا پیداش نمی کنم

خودمم...آره خود کوچیکم...خود صاف و براقم!

آره خودمم که تو نم چشمات وول می خورم و می افتم رو گونه هات و اما بازم تو چشماتم!

می خندی؟!

آره بخند

خنده ات مثل بچه ها می مونه... از ته دلته

می دونم که تو اون دل ساده هیچی نیست جز...

جز من!

آره دلم بهت خوشه

نه به خاطر چیزی که هستی یا نیستی یا باید باشی

به خاطر چیزی که خودم هستم وقتی با توام!

آره بخند و بذار تو نم چشات ببینم خودمو

 ببینم و باز بال در بیارم و پرواز کنم...

خوش بودن که به همین سادگــــیآ نیست !!

کلی ماجرا دارد . . .

باید تو باشـــی و باران

روی مبل ِ کنار شومینه

لــــَــب هآیِ تو باشــَـد . . 

گرمای دستــــهای تو باشد . . 

لبخندت. . .

و چشمان ِ من خیره به این همه زیبایــی...


انگار خوش بودن به همین سادگیــآ ست!

فقط لازمه که . . 

تو بآشی . . !!!! 

عکس عاشقانه

فدای همگی(شقایق)


برچسب ها: نوشته های قشنگ ،
آخرین ویرایش: دوشنبه 2 تیر 1393 ساعت 15 و 42 دقیقه و 28 ثانیه

 
یکشنبه 15 مرداد 1396 ساعت 09 و 16 دقیقه و 22 ثانیه
I read this post fully about the comparison of most recent
and previous technologies, it's amazing article.
سه شنبه 29 فروردین 1396 ساعت 05 و 56 دقیقه و 31 ثانیه
If some one wishes to be updated with most recent technologies
then he must be pay a quick visit this web page and be up to date all the time.
چهارشنبه 13 اسفند 1393 ساعت 13 و 04 دقیقه و 38 ثانیه
چقدر تکرار شد حرفم ببخشید دستم خورد متوجه نبودم
شقایق
نه بابا پیش میاد
چهارشنبه 13 اسفند 1393 ساعت 13 و 03 دقیقه و 16 ثانیه
متن آهنگ خواجه امیری دیگهمتن آهنگ خواجه امیری دیگهمتن آهنگ خواجه امیری دیگهمتن آهنگ خواجه امیری دیگه
شقایق
بله دیگه ایراد نداره که تکرار شدش
سه شنبه 12 اسفند 1393 ساعت 00 و 28 دقیقه و 00 ثانیه
امشب داشتم به همین آهنگ گوش میدادم شقایق زبل خان
.شب خوش.
ممنون از با صفاییت.
به قول بچه سوسولا بای.
شقایق
ب کدوم اهنگ؟؟؟؟؟؟ممنون از نظراتت
شنبه 4 مرداد 1393 ساعت 12 و 57 دقیقه و 02 ثانیه
شقایق رمان نوشتی ایا؟
شقایق
دارم مینویسم ولی خیلی مونده ازش....
شنبه 4 مرداد 1393 ساعت 12 و 56 دقیقه و 15 ثانیه
سلامممممممممممممممممممم شقابق خانم گل وگلاب طاعات قبول گل دختر ...
خوبی ...شرمنده از بی وفایی خودم ولی شرایطم طوری بود که نباید میبود امیدوارم از یادتون نرفته باشم. پست قشنگی دستت درد نکنه...
شقایق
سلام مطهره عزیز...از یاد نمیری خانوم...خواهش میکنم
سه شنبه 10 تیر 1393 ساعت 16 و 59 دقیقه و 43 ثانیه
راستی منو لینک کنین منم شمارو میلینکم..نیشخند]
شقایق
با مدیر وب باید صحبت کنی هانیه جون
یکشنبه 8 تیر 1393 ساعت 16 و 06 دقیقه و 46 ثانیه
مرسی عزیزم.روزه و نمازت قبول
شقایق
ممنون هستی جونهمچنین گلم
شنبه 7 تیر 1393 ساعت 20 و 57 دقیقه و 57 ثانیه
سلام شقایق جونم خوبی؟
شقایق
سلام هستی عزیز مرسی عزیزم تو خوبی؟
شنبه 7 تیر 1393 ساعت 12 و 48 دقیقه و 27 ثانیه
مطالب وبلاگت رو خودت نوشتی؟ با اجازت من چندتا مطالبت رو زدم توی وبلاگم . آپم مایل بودی تبادل لینک اتوماتیک هم وبلاگم داره
شقایق
نه خودم ننوشتم...ادرس وبتون رو ننوشتین....
جمعه 6 تیر 1393 ساعت 00 و 23 دقیقه و 26 ثانیه
ﻳﻌﻨﻰ ﺷﻘﺎﻳﻖ ﻭﺍﻗﻌﺎ ﺯﻳﺒﺎ ﺑﻮﺩ ﺗﻮ ﺩﺭ ﻧﻮﺷﺘﻦ ﺭﻣﺎﻥ ﺑﺴﻴﺎﺭ ﺑﺎﻫﻮﺷﻰ
شقایق
مرسی ممنون عزیزم
پنجشنبه 5 تیر 1393 ساعت 13 و 00 دقیقه و 40 ثانیه
سلام خوشی؟ خیلی این مطلبت باحال بود خخخخخخ خوشحال میشم تبادل لینک داشته باشیم خخخخخ
شقایق
چهارشنبه 4 تیر 1393 ساعت 18 و 31 دقیقه و 25 ثانیه
سلام
وبتون خیلی عالیه خوش حال میشم به من سر بزنید
شقایق
سلام رها جان اگه وقت کردم چشم عزیزم
چهارشنبه 4 تیر 1393 ساعت 08 و 06 دقیقه و 48 ثانیه
اگه لینکت رو توی لیست وبلاگهای دوستانم ثبت نکنی دیگه بهت سر نمیزنم گفته باشم
شقایق
سه شنبه 3 تیر 1393 ساعت 20 و 59 دقیقه و 55 ثانیه
سلام شقایق جونم بابا من میام یه سر میزنم تو هم بیا دیگه
همه چی عالی بود همه چییییییییییییییییییییییییییی
دستت طلا قربونت
یاسی
شقایق
یاسی بخدا شرمنده یه مشکلاتی برام پیش اومده که واقعا نمیتونم....اگه تونستم چشممممممممممم حتما حتما میام
سه شنبه 3 تیر 1393 ساعت 08 و 42 دقیقه و 16 ثانیه
چطوری عزیزم؟ خوبی؟ تبادل لینک می کنی؟
شقایق
مرسی ممنون شما خوبی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟با میناجون باید صحبت کنین...
سه شنبه 3 تیر 1393 ساعت 08 و 41 دقیقه و 09 ثانیه
لیست پرطرفدارترین وبلاگ های ایرانی داره تکمیل میشه بدو وبلاگت رو ثبت کن
شقایق
دوشنبه 2 تیر 1393 ساعت 20 و 14 دقیقه و 50 ثانیه
نمیدنم براچی دارم این حرفا رو میزنم فقط الان حس خیلی تنهایی میکنم تازه دانشگاهم تموم شده اومدم خونه که رفتار مامان بابام باهام عوض شده انتظار داشتن که ازدواج کنم ولی من توی این چهارسال به هیچکس ابراز علاقه نکردم حالا همه ی ازادی های دوران دانشجو ییم رو ازم گرفتن حالا که فکر میکنم کاشکی حداقل با یکی دوست میشدم که حالا احساس تنهایی نکنم
شقایق
سلام ابجی یا داداش؟؟؟؟؟؟؟؟نمیدونم دختری یا پسر....تعهد بستن تو سنای خیلی کم اصلا خوب نیس چون تو سنت مطمئنن کمه بنظرم کار درستو کردی که ابراز علاقه نکردی....میدونی ادما تا به فرد مورد نظرشون برسن کلی حساشون نسبت به افراد تغییر میکنه و حتی امکان داره به کسی که اصلا هیچ حسی بهش نداشتن علاقه مند بشن..و راجبه احساس تنهاییت هم باید بگم طبیعیه چون هر انسانی نیاز به یه جنس مخالف تو زندگیش در هر دوره ای داره و این حس کاملا احساس میشه...ولی اگرم خواستی یه زمانی با کسی دوس باشی و ارتباطی برقرار کنی سعی کن اول خوب بشناسیش و تا حدی که بتونی کاملا بهش اعتماد کنی....راستی میتونی هم با خانوادت صحبت کنی و بهشون بگی دیگه به سنی رسیدی که بتونی خودت واس ایندت تصمیم بگیری پس بهت اعتماد کنن و فرصت بدن...
دوشنبه 2 تیر 1393 ساعت 17 و 25 دقیقه و 40 ثانیه
سلام شقایق جون مرسی خیلی قشنگ بود...
شقایق
سلام الی جون خواهش قابل نداشت
دوشنبه 2 تیر 1393 ساعت 17 و 16 دقیقه و 42 ثانیه
سلام
شقایق قشنگ بود خیلی قشنگ بود.
شقایق
سلام عزیزمچشمات قشنگ میبینه..
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر