تبلیغات
دانلود رمان - ناشیانه که دل ببندی....لاشیانه ترکت میکنن....

ناشیانه که دل ببندی....لاشیانه ترکت میکنن....

چهارشنبه 11 تیر 1393 ساعت 08 و 53 دقیقه و 45 ثانیهنویسنده : امیر حافظ

 

نقاب صورتتو بردار....ته بازی رسیده دستت رو شد ،فهمیدم این رابطه پوچه ته قصه س

نبینمت دیگه دورشو/یه موقع نگی با من بودی؟من آبرو دارم مثل تو خیابونی بی آبرو نیستم

لعنتی میخوام نباسی تو چشام نگاه کن...عوض شدم قاتل این رابطه ها شدم،دیگه مردی

واسم برگشتی که چی؟اینو بدون که داری تاوان هرزگیتو میدی ،واسم سوال شده...دلت به چی

خوش بود ؟به اون تریپ Aست؟ شاید یادت رفته از ما بود گفتن خیلی باکلاسه..من اضافیم واست؟

معنی رفاقتو نمیفهمم باخیالت بازم امشب نمیخوابم ،میخوام فاز فراموشی باشه...اصلا مهم

نیست تو بغل چند نفری جاشه........

(میدونم دستت تو دست کسی دیگه داره که داره دلو میکنه...همون دلی که یه روز

میگفت عاشقمه.....)

من تو کتم نمیره که یه نفر دیگه بیاد دستاتو بگیره،نه توکتم نمیره/این حرفا چیه مشتی

 اونکه فرق داشت با همه؟ حالا به جایی رسیده که فقط درداش با منه ؟مگه میشه؟مگه

 میتونی توباشی باهرکی به جز من...مگه میتونی جدا شی؟جای تعجب واسم..ببین غریبه ها

 واسم چی ها دارن میگن،اون کیه پشت خط ت؟میگه بیا بیشتر باهم آشنا بشیم،بی مرام ببین

  کجا رسید، با این صورتو آرایش بازم میخوای کجا بری؟حتما کلاس نقاشی؟یا زبان خارجه؟

من تو زیرزمینام بگو تو کجاشی ف..ح..ه؟من اربده میزنم از زخمای رو دلم..توهم کنار خیابونا

دنبال یه رابطه....ته خطم رسیده آخر سیگارم دیگه امیر نیستم اگه اسمتو بیارم....

(میدونم دست تو دست کسی دیگه داره که دلو میکنه،همنو دلی که یه روز میگف عاشقمه)

این سری رفتی کجا ؟فکر کردی با بچه طرفی ؟یکم با من بزن چندتا از اون حرفای معمولی

 که با اون میزدی....همون که خوشتیپ کلاسه ،تو دانشگاه فابریکته،تنت کجاها پلاسه؟

الان نصفه شبه یعنی کدوم گوری هستی،من به یاد تو بیدارمو تو با اونا بستی ؟همه آدمای

 اینجا میگن اضافیم واست...لیاقتت سادگی نیست باید میزاشتم تو کاست....سواستفاده

 میکردمو میزاشتمت کنار...مثل چند نفر قبلی که تو آغوش اونا میخوابیدی به اسم یه

احساس قلبی ،دم از تنهایی و نجابت میزنی؟توکه پاتوق هر پنج شنبه هات جوره ،فکر نکن

چشای من کوره/یه وقت فکرنکنی تولایق چندتاخط شعری؟فقط خواستم بهت

بگم خستم کردی برو هری...

////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////

(ترسم از این بود که بری آخرشم تو رفتی خودت نمیدونی ولی بدجوری دل شکستی

ترسم از این بود که بگی یه عشق تازه میخوای عجیب واسه هرزگیت بازم اجازه میخوای؟

هرچی سرت اومد بدون نفرین این دل منه )

من میترسیدم از روزایی که میان،من میجنگیدم با عقاید بیمار من از سر سحر تا آخر شب

 فقط فکر تو بودم،پس با همه سرد شده بودم و یه جورایی انگار طلب دارم وقتی دیدم

 اطرافیانتم هوس بازن، وقتی دیدم دورو ور توام شلوغ تر شد روزای آخررابطه مون با دروغات

 سرشد،همیشه باختم ازقصد تاتو به هدف بزنی،چیه میخوای جیب خالیمو توسرم بزنی؟

 یادته اس ام اسات میومدمثلااشتباه هر شب؟آره بدت نذاشت بخوام با اجتماع گرم شم

من اشتباه کردم باهات یه رنگ موندم همون تیر ماهی مغرور که به سنگ خوردم

 گفتی بجنگ چون من راحت بدست نمیام،، گفتم ببین عشق تورو واسه یه شب

نمیخوام. من به بچه گیام خیلی حسادت می کنم اخه اونوقت حرفی نبود از اونا که

خیانت میکنن، همه چی روبه راه بود دنیای آدم آهنیا مثه دونکی شو میخواستم

 با همه بدیا،یه جلا پیکار کنم وقتی روحم آلوده شد حتی دنیای ساده ی

کودکیمم وارونه شد.یه جور حس پوچی دورو ورمو میگرفت وقتی عقربه ی ساعتم

 همش میگه هی کنار اون روزا رو تلف کردی، دنیای کثیف اون باعث شد

 بی هدف تر شی، من ازت هرچی دیدم گذشتم ولی تو هم سعی کن تو خاطرات

 گذشته نری ،تو به هرچی زدی تا که به من برسی فکرشو نمیکردم که تو هم یه

ضربه بشی، من ترسم از این بود تو هم بری که رفتی ،چشاتو باز کن احمق آخه دل

به چی بستی، به آهن سرد؟ عاشق چی اون شدی ؟باشه کنار اون خوشیا تو

 بیمه کن چون این زیاد موندگار نیست فقط مهمونی چند وقت ،عمری و به خاطر کی

 خودمو زندونی کردم ها واسه تویی که به پول فروختیم

 همیشه آخرشو ببین این تویی که سوختی

//////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////

چقد عوض شدی می دونم خوبه حالت، داره با خوشیا می گذره روزگارت

من که خیلی وقته یادتو انداختم از سر، انقد عوض شدی که تو رو نشناختم اصن

بیچاره هر چی بودی همه رو از من داشتی ،این همه مدت اخرش منو دست انداختی؟

چشماتو نبند عینک دودیو بردار ،من همونی َم که از غم دوری و دردا تو روزای با تو بودنم

 به شب رسیدم چشام پره غمه به جای من بخند عزیزم

خیالت راحت باشه همه چی رو به راهه بی تو دلم مثه همیشه می خوره چوب سادگیشو

آره بخند همیشه تو که شادی با اون منم گم میشم میون این شادیا زود

جلو غریبه ها کارم شده آبرو داری خب توام به رو خودت نیار فقط آبرو داری کن

(دلم گرفته از همه موندم تو این شهر شلوغ
تنها شدم میون این مردم سر تا پا دروغ
چه جالی داشتم اون روزا نفهمیدی عوض شدی
رفتی گذشتی از دلم زندونی هوس شدی
چیزی بگو حرفی بزن بگو توام مثل منی
چطور تونستی از من و خاطره ها دل بکنی
یه بغض بی هوا شدم تو این شبای بی کسی
آی خدا دلگیرم ازت پس کی به دادم می رسی)

میگن همیشه پیشته بهش عادت کردی به بوی تنش حرفاشو باور کردی

فقط عادت بود عشقی که از سر تو پرید همون آدمی که خوبیمو از اولشم ندید

دلت روزای خوبشو فقط با اون سر کرد دارم داد می زنم یکمی آرومتر شم

.... نداره که همیشه بخت ما سیاهه دلم خیلی پره کاش الان بارون بباره

چیزی نگو منم آروم بگیرم غمات مال منه خوشیاتو با اون ببینم

فدا سرت اگه چشام پره غم شده فدا سرت اگه بودن تو کم شده

واسه م مهم نیست می شینم تو خلوت خودم اصن مهم نیست فک نکن تو حسرت توام

(چیزی بگو حرفی بزن بگو توام مثل منی
چطور تونستی از من و خاطره ها دل بکنی
یه بغض بی هوا شدم تو این شبای بی کسی
آی خدا دلگیرم ازت پس کی به دادم می رسی)

/////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////

مبادا شوخی شوخی وارد دل کسی شوید که او جدی جدی شما را به قلبش

 دعوت کرده باشد یادتان باشد هرگز باعث گریه کسی نشوید چون

 خدا اشکهای اورا میشمارد و به وقتش با شما حساب میکند....

وقتی کسی را عاشق خودت میکنی...در برابرش مسئولی...

در برابر اشکهایش...شکستن غرورش....لحظه های شکستن در تنهایی..

و اگر یادت برود!!در جایی دیگر سرنوشت به یادت خواهد آورد

  لاک غلط گیر را بر میدارم و تو را از تمام خاطراتم پاک می کنم

تو غلط اضافی زندگی ام بودی!!!

تمام خستگی هایش را یک جا خریدم...حالا خنده هایش را به کسی دیگر میفروشد

قربوس شما امیر


برچسب ها: جملات زیبا ،
آخرین ویرایش: چهارشنبه 11 تیر 1393 ساعت 12 و 05 دقیقه و 42 ثانیه

 
چهارشنبه 23 فروردین 1396 ساعت 22 و 24 دقیقه و 58 ثانیه
Amazing! Its actually amazing piece of writing, I have
got much clear idea on the topic of from this piece of writing.
یکشنبه 20 فروردین 1396 ساعت 19 و 24 دقیقه و 24 ثانیه
I’m not that much of a internet reader to be honest but your blogs really nice, keep it up!
I'll go ahead and bookmark your site to come back later.
Many thanks
سه شنبه 14 بهمن 1393 ساعت 18 و 32 دقیقه و 52 ثانیه
چه ربطی به رمان داشت ؟؟
امیر حافظ
سلام داداش گلم، درسته اسم وبلاگ(وبلاگ رمان هست) اما دلیل نمیشه همه مطالبش رمان باشه؟مگنه؟امیدوارم قانع شده باشی
شنبه 25 مرداد 1393 ساعت 17 و 45 دقیقه و 34 ثانیه
سلام داداش امیر افسون هستم بعد از یه سفر طولانی برگشتم . هیچ کجا مثل خونه نیست باورکنید ... هرکجایی این کره ی خاکی که بری باز غریبی... به افتخار ایران هورا....نوشته هات رو خوندم مثل همیشه قشنگ بود لطفا طنز هم بنوس با آب و هوای تابستون جوره... ممنون افسون ادیب
امیر حافظ
سلام حالت خوبه؟ خداروشکر امیدواتر سفر خوشی بوده باشه/
اوکی حتما گیر بیارم میزارم
امیر
شنبه 4 مرداد 1393 ساعت 14 و 01 دقیقه و 34 ثانیه
سلامممممممممممممممممممممممممم
چه طوری داداش امیر خوبی؟طاعات قبول
چه خبرا کیفت کوکه؟زندگی بروقف مرادت میگذره؟؟؟
به خدا شرمنده از بی وفایی خودم ولی واقعا نمیتونستم بیام پیشتون دلم برای همتون لک زده بود...پست قشنگی بود به قول خودت دمت گرم گل پسر(0ـ0)
امیر حافظ
سلام طاعات شمام قبول.خوبی؟
میگذره....
اشکال نذاره منم خوذم کم میام چون نمیتونم ذیگه زیاذ بیام.4کرم
چهارشنبه 11 تیر 1393 ساعت 16 و 41 دقیقه و 46 ثانیه
سیلاااااااااام
امیر ترکوندی هاااااااااااااابه قول پسرا دمت گرم آفرین مثل همیشه عالی فقط یکم طولانی
راستی امیر یکم طنز هم بذار دلمون واشه دلمون واسه اون نظرایی که میذاشتی تنگ شده. همونا که که یا خانمارو یا اقاهارو مورد عنایت قرار میدادی خیلی عالی بودن.
امیر حافظ
سلام ممنون.اره دیدم دیر به دیر پست میزارم گفتم طولانی باشه
چشم طنز گیر بیارم حتما میزارم
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر