تبلیغات
دانلود رمان - حق با او بود مقصر من بودم آنقدر گفتم غلامتم باور کرد مرا فروخت!!!

حق با او بود مقصر من بودم آنقدر گفتم غلامتم باور کرد مرا فروخت!!!

پنجشنبه 9 مرداد 1393 ساعت 09 و 11 دقیقه و 38 ثانیهنویسنده : امیر حافظ

 
برخلاف اسم پست،این پست کمی طنز هستش...به درخواست
بچه ها....امیدوارم خوشتون بیاد.نمیگم غلامتونم....
ولی کوچیکتونم ،امیر...
 
یه بارﺍﻭﻣﺪﻡ ﺗﻮ ﻫﻮﺍﯼ ﺳﺮﺩ ﻭ ﺑﺮﻓﯽ ﻗﻬﻮﻩ ﺩﺭﺳﺖ ﮐﻨﻢ ﻭ ﮐﻨﺎﺭ
ﺷﻮﻣﯿﻨﻪ ﺑﺎ ﺁﺭﺍﻣﺶ ﻗﻬﻮﻩ ﺑﺨﻮﺭﻡ ﻭ ﺍﺯ ﭘﻨﺠﺮﻩ ﺑﺎﺭﺵ ﺑﺮﻑ ﺭﻭ
ﺗﻤﺎﺷﺎ ﮐﻨﻢ. ﺑﻌﺪ ﺩﯾﺪﻡ ﺗﻮ ﺧﻮﻧﻪ ﻣﻮﻥ ﻧﻪ ﺷﻮﻣﯿﻨﻪ ﺩﺍﺭﯾﻢ ﻧﻪ
ﻗﻬﻮﻩ، ﭘﻨﺠﺮﻩ ﻫﻢ ﺭﻭ ﺑﻪ ﺳﺎﺧﺘﻤﻮﻥ ﺭﻭﺑﻪ ﺭﻭﻣﻮﻥِ ﮐﻪ ﺧﺮﺍﺑﺶ

ﮐﺮﺩﻥ، فقط داره برف میاد:))

آقا ازدواج هم خیلی سخت شده!خدمت مامانم عارض شدم دنبال یه دختر

 باش داداش نداشته باشه...هی میپرسه چرا؟توضیح دادنش سخته!

نمیخوام زنم عمه باشه

 
 
 
گفتم خواهرم حجابت؟؟ - چیزی نگفت...
.
.
.دوباره گفتم :خواهرم حجابت؟!
.
.
برگشت و گفت :چی؟؟
.
.
گفتم :اِوااااااا خاک بر سرم!
..
.
تو پسری ؟!
 
بره دوس دختروم کادوی تولد یک گوشی اپل دادوم
چیشماش چارته زف..چون مو خودوم از ای گوشی
پوسیده های چینی به زوریک دنشه دروم
حال ول کومکالمه مان نوگاکو :
- عزیزم، پولشو از کجا آوردی ؟
- تو مسابقه دو برنده رفتوم
- چنتا شرکت کننده داشت ؟
- سه تا; مو ، صاحب گوشی، پلیس
 
 
ادامه مطلب حتمابیای باشه؟
ازدست ندی
ادامه مطلب چندتاچیزمیزگذاشتم برا خنده، وخشن ترین مسابقه
 تکواندو گذاشتم...اگه دلشو نداری نگاه نکن
 
 

ﻗﺒﻠﻨﺎ ﯾﺎﺭﻭ ﻣﻴﺮﻓﺖ ﺯﻧﺪﺍﻥ ﺩﺧﺘﺮﻩ ۱۵ ﺳﺎﻝ ﻣﻨﺘﻈﺮﺵ ﻣینشست

ﺍﻻﻥ ﻧﻤﻴﺸﻪ ﺗﺎ ﺳﺮ ﻛﻮﭼﻪ ﺑﺮی ﻣﺎﺳﺖ ﺑﺨﺮﯼ!!!

 

اومدم به دختر فامیلمون اس ام اس بنویسم (salam khobi)

دستم خورد به a شد asalam khoobi

الان خبر دادن از ذوق غش کرده بهش سرم وصل کردن !

یه همچین آدم محبوب و جنتلمنی هستم!!

اینم همون مسابقه خشنچقدبامزس

انجمن تک سایت

 

ایننم که دیگه اخرشه

توی همایش روابط زناشوئی ، سخنران از خانمهای حاضر در جلسه خواست تا در همون

لحظه به شوهراشون با اس ام اس بگن ” عاشقتم ” و بعد جوابها رسیده رو بلند در سالن بخونن :
حالا به تعدادی از جوابها توجه کنید :
1- با من بودی ؟؟؟؟!!!
2- متوجه منظورت نمیشم ؟
3- باز ماشین رو کجا کوبوندی ؟
4- چقدر پول لازم داری حاشیه نرو .
5- چیه باز امشب مامانت اینا دعوتن خونمون ؟
6- یه راست برو سر اصل مطلب …..
7- یا خدا باز چه دسته گلی به آب دادی ؟
8-شما !

اینم یه ترول بامزه.....

درضم اوناکه گفتن پست شاد...نظریادشون نره؟؟؟؟وگرنه...

http://s2.picofile.com/file/7724974301/oppppp.jpg

خوب دیگ.....فعلا بای تا های...


برچسب ها: جملات زیبا ،
آخرین ویرایش: پنجشنبه 9 مرداد 1393 ساعت 10 و 11 دقیقه و 44 ثانیه

 
چهارشنبه 30 فروردین 1396 ساعت 06 و 31 دقیقه و 33 ثانیه
Excellent goods from you, man. I've understand your stuff previous to and you are just extremely wonderful.
I actually like what you've acquired here,
really like what you are saying and the way in which you say
it. You make it entertaining and you still take care
of to keep it sensible. I can't wait to read far more from you.
This is actually a terrific site.
امیر حافظ
تق تق
پنجشنبه 10 فروردین 1396 ساعت 21 و 29 دقیقه و 59 ثانیه
What a information of un-ambiguity and preserveness of precious know-how regarding unexpected feelings.
جمعه 28 آذر 1393 ساعت 13 و 53 دقیقه و 22 ثانیه
همشهری ایول خیییییییییییلی عالی بود دمت گرم
امیر حافظ
4کرم همشهری.قابل نداشت
پنجشنبه 3 مهر 1393 ساعت 09 و 32 دقیقه و 47 ثانیه
عالی بود خیلی با حال بود
امیر حافظ
ممنون ترانه خانم
پنجشنبه 3 مهر 1393 ساعت 09 و 32 دقیقه و 17 ثانیه
امیر حافظ
سه شنبه 1 مهر 1393 ساعت 11 و 02 دقیقه و 31 ثانیه
امیر حافظ
جمعه 31 مرداد 1393 ساعت 02 و 39 دقیقه و 21 ثانیه
ممنون جالب بود و باحال
امیر حافظ
چاکرم
سه شنبه 28 مرداد 1393 ساعت 00 و 54 دقیقه و 23 ثانیه
کسی هست عایا
امیر حافظ
نمیدونم آیا
سه شنبه 28 مرداد 1393 ساعت 00 و 53 دقیقه و 21 ثانیه
سلام به همگی
امیر حافظ
علیک سلام
جمعه 24 مرداد 1393 ساعت 21 و 08 دقیقه و 54 ثانیه
سلام .امیدوارم الان باشی ؟
تورو خدا باش ؟
امیر حافظ
سلام.اون الانی ک تو گفتی نبودم خخخخخخخخ
اما الان هستم. سه شنبه مورخ28/5/93 ساعت19:30.
خخخ
پنجشنبه 23 مرداد 1393 ساعت 21 و 33 دقیقه و 43 ثانیه
دوست ند اری با من حرف بزنی ؟ خوب میگفتی به خودم . من میدونم سرتو خوردم با حرفام ببخشید . خدا نگهدار شما
امیر حافظ
ای بابا این چه حرفیه؟ نخوام بحرفم میگم بزن به چاک دیگه..ن ب و د م.
خدا نگهدار شما هم باشه
پنجشنبه 23 مرداد 1393 ساعت 16 و 18 دقیقه و 41 ثانیه
سلام چرا حرفامو جواب نمیدی ؟
امیر حافظ
سلام خوب نبودم ک ج بدم.امروز تازه فرصت پیدا کردم
پنجشنبه 23 مرداد 1393 ساعت 10 و 03 دقیقه و 32 ثانیه
سلام هستین امیر اقا ؟
امیر حافظ
سلام نه نبودم
چهارشنبه 22 مرداد 1393 ساعت 17 و 57 دقیقه و 47 ثانیه
اره ما هم کوتاه شهرتون ماندیم 3 ساعت فقط.
ماهم تهران فامیل داریم ، فامیلای پدریمون تهران هستن ، عموهام و دوتا از عمه هام تهران هستن .
حالا آقا امیر این بنده خدا کی بوده ؟
اره ایستگاه اخر اندیشه فاز 1 هست ، ولی من فقط دوبار اونجا رفتم . ما خونمون خود کرج هست . باشه امیر اقا . خدانگهدارتون
امیر حافظ
آـره
من فقط خواهرم تهرانه،ولی فامیلای شوهر خواهرم همه تهران هستن که ما صنمی نداریم اونطوری باهاشون.
بنده خداس دیگه ههه
اهوم منم یه بار رفتم و دیگ هیچ وقت نمیرم
چهارشنبه 22 مرداد 1393 ساعت 17 و 50 دقیقه و 36 ثانیه
نه 26 اسفند نداریم. من خودم 8 اسفند هستم . ولی یه خواهر من نزدیک شما هست و 24 اسفند هست .
واقعا سبزوار هستی ؟ من سبزوار اومدم یه بار داشتیم میرفتیم مشهد از سبزوار گذشتیم و 3 ساعت سبزوار بودیم ناهار خوردیم اونجا تو باغ ملیتون . تو کرج اومدی ؟
امیر حافظ
اهان اوکی .
اره سبزوار هستم. اهوم زائرا که میرن مشهد برا توقف کوتاه زیاد میان سبزوار.
من خونه خواهر بزرگم تهران هست..و تهران که بودم یه بار کرج هم اومدم کار داشتم با یه بنده خدا/جای اندیشه بود با مترو اومدم فکر کنم اندیشه فاز 1 بود که جای پل بود ایستگاه آخری
ببخش من باید برم .بابای
چهارشنبه 22 مرداد 1393 ساعت 17 و 46 دقیقه و 57 ثانیه
اره بیخیال از غم نگیم
من بچه کرج هستم 29 سالمه و 5 خواهر هستیم هرکدوم 2 سال فرق داریم یعنی من بزرگ هستم 29 بعد 27 بعد 25 بعد 23 بعد 21 جالبه درسته ؟ تازه جالب تر اینه همه متولد اسفند هستیم
امیر حافظ
اره خیلی بحال و بامزس خخخخخخخخخ
منم اسفند هستم /از خواهر ها کسی 26 اسفند هست مثل من؟
منم بچه سبزوار هستم
چهارشنبه 22 مرداد 1393 ساعت 17 و 42 دقیقه و 10 ثانیه
اره هرکس غم داره ، اما شما وقتی به بقیه شادی و امید میدی باید خودتم اونطوری باشی ، غیر این باشه فایده نداره.....
شما که دوست داری بقیه شاد کنی ایشالا خدا هم شمارو شاد کنه .
امیر حافظ
درسته...اما من سعی میکنم شاد باشم..ولی خوب دلیلی برا شادی نیست...بیخیال
اره من همیشه هر کار کردم بقیه شاد کنم ..حتی بعضی وقتا مجبور شدم خودمو اوسگول نشون بدم تا دل کسی شاد کنم...اونوقت همون نفرات پشت سرم گفتن چت میزنه ..والا.ولی درکل اونا بخندن من خندیدم انگار
چهارشنبه 22 مرداد 1393 ساعت 17 و 37 دقیقه و 10 ثانیه
خدا شما و خانواده شما هم حفظ کنه ، درسته سعی میکنم خوب باشم یعنی حتما خوب میشم و دیگه نفرین نمیکنم ، فرقی نداره یه بار نفرین کنم یا 1000بار....دیگه فراموش میکنم
خیلی ناراحت شدم ؟ ؟ اخه شما چرا اینطور میگی ؟ من فکر کردم شما خوب و سرحال هستی که اینطور قشنگ امید میدی ...
امیر حافظ
مرسی
افرین خوب کاری میکنی فراموش کن
خوب هرکس برا خودش غم وغصه و بدبختی خاص خودشو داره....منم مثل شما/
نه اشتباه فکر کردی اونطوری شاد و سرحال نیستم..اما همیشه سعی میکنم بقیه شاد کنم ....و دوست دارم همیشه بدون غم و غصه ببینم بقیه رو
چهارشنبه 22 مرداد 1393 ساعت 17 و 30 دقیقه و 45 ثانیه
ما 5 تا خواهر هستیم و برادر نداریم .
اره جدی میگم خیلی ها با من حرف زدن اما من حرف های هیچ کس تاثیر نداشت روم ، حتی مشاور .
تو حرفات ارامش هست و ادم جذب میکنه
امیر حافظ
خدا حفظتون کنه
ما 4کریم .اینطور خوبه که شما سرحال خوب باشی/اخه اینطور خانوادت هم از خوشحالی تو خوشحال میشن.....پس اینکه دوباره خودتو بسازی انگار خانواده خودتو ساختی...
اینم حرفام آرامش میده شاید اینطور باشه..اما برعکس خودتم که حالم اصلا خوب نیست..و دپرس هستم از بس از این مشکل به اون مشکل میرسم..هر گره باز میکنم میرسم به یه گره دیگه و یه مشکل دیگه
چهارشنبه 22 مرداد 1393 ساعت 17 و 26 دقیقه و 50 ثانیه
اره واقعا این کار میکنم ، فعلا جو حرفات گرفته منو .
باشه بهش میگم . یه دیگه از خواهرای من الان افسرده هست چون کنکور قبول نشده بهش بگم بیاد باهاش صحبت کنی آقای مشاور ؟
امیر حافظ
آفرین بکن
وا مگه چند تا خواهر داری ؟ چند نفر هستید؟
حالا واقعا یعنی اینقد خوب حرف زدم و اینقد تحت تا ثیر قرار گرفتی که خواهرتم معرفی کنی منو؟
چهارشنبه 22 مرداد 1393 ساعت 17 و 19 دقیقه و 29 ثانیه
. به مامانم گفته بودم اگ خواستگار راه بده خونه خودمو میکشم ، شب بیاد خونه بهش میگم که هرکس خواست بیاد راهش بده هههههههههه . شاید یه شوهر خوب پیدا کنم
امیر حافظ
خخخخخخخخخخخخخخ
واقعا اینکار میکنی؟
راستی به خواهر خودتم بگو فکر انتقام از پسرا نباشه....پسر خوب هم هست و نباید همه با یه چشم ببینه...هرچند نسبت خوب به بد از هر ده نفر پس 9 نفر پسر بد هست.ولی همون یه دونه خوب که هست نباید فکر انتقام باشه
چهارشنبه 22 مرداد 1393 ساعت 17 و 17 دقیقه و 44 ثانیه
اخه من زیاد حرف زدم ، طوری که انگا شما 100تا گوش داشتی هههه
امیر حافظ
خخخخخخخخخخخخخخ نه باو اشکال نداره
چهارشنبه 22 مرداد 1393 ساعت 17 و 13 دقیقه و 28 ثانیه
خواستم بگم حرفاتون منو اروم کرد ، یا بهتره بگم کنار شما اروم شدم ، و حرف زدن با شما منو اروم کرد . حالا باور میکنی ؟
هههه منم دیپلم بیشتر نخوندم ، تجربی بودم .
راستی من 29 سالمه شما چی؟
امیر حافظ
مرسی لطف داری .باور میکنم چون شنیدم زیاد....خوشحالم آروم شدی ، امیدوارم خوشبختی خودتو با کسی دیگه پیدا کنی
من 26/12/71 هست.21 سالمه
چهارشنبه 22 مرداد 1393 ساعت 17 و 10 دقیقه و 56 ثانیه
تا حالا اینجور به قضیه نگاه نکرده بودم ، درسته فراموش کرده بودم قسمت و صبرو . مطمئن شدم که زندگیش خراب میشه .مرسی از اینکه به حرفام گوش دادی
امیر حافظ
اره حالا نگاه کن اینطور....شک نکن یه روز به دست و پات میفته برا جبران وحلالیت .
خواهش بابا ..خدا گوش داده واسه شنیدن دیگ.....پس تشکر نداره
چهارشنبه 22 مرداد 1393 ساعت 17 و 07 دقیقه و 54 ثانیه
راستی شما روانشناسی میخونی ؟
امیر حافظ
خخخخخخخخخخخخخخخ نه
من عمران میخونم.
چهارشنبه 22 مرداد 1393 ساعت 17 و 07 دقیقه و 18 ثانیه
چقدر قشنگ حرف میزنی ؟ یه حرف بهت بزنم باور میکنی ؟
امیر حافظ
مرسی شما لطف داری .
بفرمایید چه حرفی؟
چهارشنبه 22 مرداد 1393 ساعت 16 و 59 دقیقه و 53 ثانیه
رفتی امیر آقا ؟
امیر حافظ
اولا نرفتم داشتم جچ میدادم
دوما امیر آقا نه و آقا امیر
سوما براای نفرینای که تو حقش کردی بدون میگیره...اگ دلت شکسته و جگرت سوخته واز همون دل شکسته و جگر سوخته نفرین کردی، پس مطمن باش حتما روزگارش سیاه میشه...نه تنها خودش بلکه هفت پشتشم این آه ها میگیره.
مثلا اون دختری که باهاش ازدواج کرده جاخالی در میاد...
یا مثلا 20 سال دیگه بچه اون عاشق بچه تو میشه و بچه تو همین کاری میکنه با بچه اون، که اون با تو کرد..و پدرو مادرم حاضر هستنم خار بره چشمشون اما پای بچشون نره...واینجاس از غم بچشون دغ میکنن
یا خودت این پسره بلایی سرش بیاد که روزی 100 مرتبه آرزو مرگ کنه...
یا..هزار چیز دیگه...مطمن باش میگیره جواب این کارشو/چون با دل شکسته نفرین کردی/پس دیرو زود داره...صبر کن
چهارشنبه 22 مرداد 1393 ساعت 16 و 51 دقیقه و 42 ثانیه
نه پولدار کجا بود ، خانواده من و خانواده اون دختر عین هم هستیم و معمولی . وقتی با من بود میگفت تو که هستی به هیچ دختری نگاه نمیکنم و دنیامی . بعد 2 سال که استفادشو کرد از من گفت خسته شدم ازت برو . هرچی گریه کردم جلوش که نره ، اما اشکامو ندید .
نه ازش متنفرم که دارم نفرینش میکنم
اره تمام آرزوهام یه طرف و اینکه اون زندگیش داغون بشه یه طرف ، بزرگترین خواسته و ارزوم هست چون حق منه اینو بخوام درسته ؟
اره وقتی به خدا اعتقاد دارم چطور به قسمت و صبر اعتقاد نداشته باشم ؟پس دارم
امیر حافظ
اشکاتو ندید یه روز همون اشکا مثل سیل زندگیشو داغون میکنه چون طرف حسابش تو نیستی فقط ...بلکه خانوادت هم هست....خدا میگه حق الناس جواب میده
خوب حالا که ارزوت اینه و اعتقاد دادری به صبر و قسمت بزار بگم :
تو دیگه از گردنت رد کردی ..نفریناتو میگم/پس دیگه نیازی نیست هی اصرار کنی به نفرین واعصاب خودتو خرد کنی . به طرف گفتی پیش خدا شکایتشو کردی و اون توجه نکرده...این یعنی یه برگ برنده..چون خدا همچین تو کاسش بزاره تا بفهمه که وقتی میگن نفرین و واگذار کردن به خدا یعنی چی/
پس صبر کن
بعدشم تو هرچقدر فکر اون بکنی بیشتر عذاب خودت میدی/فراموشش کن پس/
بعدشم یه چیز برا شوخی بگم: میگن خدا سرش شلوغه خخخخ خوب پس انتظار نداشته باش تا نفرین کنی خدا بزاره تو کاسه اون/اینجاس که گفتی به صبر اعتقاد داری پس صبر کن/
ببین شاید تو با کسی دیگه خوشبخت بشی...شاید خدا کسی بهتر برات سراغ داره ؟هان؟اینکه نرسیدید به هم یعنی قسمت...پس وقتی میگی به قسمت اعتقاد داری باید قبول کنی ؟اوکی ؟
چهارشنبه 22 مرداد 1393 ساعت 16 و 43 دقیقه و 26 ثانیه
من 3 ساله دارم تو گریه هام تو نماز هام تو شادی هام تو شب های عزیز نفرینش میکنم ، روزی نیست که من لبم به نفرین باز نشه ، اما اون هر روز خوشبخت تر میشه ... هروقت میبینمش شاد و سرحال هست با همسرش ، چند نفر دیدم از آشناهاشون که میگفتن حسرت زندگی این دونفر میخورن که اینقد همدیگرو دوست دارن و زندگیشون خوبه .این همه خوب هستن .... پس کی زندگیشون خراب میشه ؟ تازه الان یه بچه هم آوردن و زندگیشون شادتر شده و من غمگین تر ...
منظور من همه نیست از همه گفتن ، پدر خودم یه مرد هست و من عاشقش هستم ، پس به خودتون نگیرید
امیر حافظ
اول چندتا سوال بکنم بعد جواب این نظرتو میدم.
اون دختره که باهاش ازدواج کرد پولداره؟اصلا به خاطر چی رفت با اون؟
تو هنوز دوستش داری؟
تو یعنی واقعا دوست داری زندگیش خراب بشه ؟
به قسمت و صبر اعتقاد داری ؟
چهارشنبه 22 مرداد 1393 ساعت 16 و 34 دقیقه و 30 ثانیه
اره نامرد بود ، نفرین من همیشه پشت سرش هست ، اما نمیدونم چرا هر چقدر نفرین میکنم اون خوشبخت تر میشه ؟
من چطور با مرد دیگه ای ازدواج کنم ؟ از هرچی مرد هست بدم میاد . پسر خالم حتی فکر نمیکردم چون عاشق اون نامرد بودم ، پس چطور باید به کسی دیگه که ابراز علاقه میکرد فکر میکردم ؟
من اومدم دردو دل میکنم با شما پس دلیل نداره دروغ بگم ، پس حرفام راست هستن و اون واقعا اینطور کرد با من
امیر حافظ
نفرین اینطور تو میگی میگیره چون حق هست
امیدوارم یه کسی پیدا بشه از اون خوشت بیاد وازدواج کنی واینا فراموش بشه
درضم من هم یه جنس مذکر هستم یعنی از من هم بدت میاد ؟گفتی همه آخه؟
بله درسته شما راست میگی
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر

نمایش نظرات 1 تا 30