تبلیغات
دانلود رمان - وقتی حواس تو درگیر رفتن بود بیهوده جنگیدم....تو از همون اول منو نمیخواستی دیر فهمیدم

وقتی حواس تو درگیر رفتن بود بیهوده جنگیدم....تو از همون اول منو نمیخواستی دیر فهمیدم

شنبه 11 بهمن 1393 ساعت 17 و 47 دقیقه و 32 ثانیهنویسنده : امیر حافظ

 
چقدر خوب بود اگه یکم معرفت داشتی؟؟؟اما اشکالی نیست
 معرفت در گرانیست به هر کس ندهندش.
.

 
همیشه  فکر میکردم هستی کنارم...حتی تورو ترجیح دادم ب خوانوادم،ولی گفتی این
عشق نیست فقط یه جور عادته،فکرمیکردی حرفای من همش از روی حسادته بهت گفت
 بودم که من هستم کنارت نه واسه لاس زدن واسه عشق وحالت،گفتم کنارتم حتی تو روزای
 بدت..گفتی مثل من زیاده دوروبرت،بهت گفته بودم ارزوم خوشحالیته،گفتی بدون من
 روزای خوشحالیته...باش خوش باش منکه از خدامه...این حرفامم از رو عقده هامه


 
چقدر سحته بعد سالها نیمه گمشده خودتو پیدا کنی...اما کامل......


فکر کنم نیمه گمشده ام بین همه تقسیم شده....به هر کسی که میرسم
یه حسی بهش دارم


تصمیم گرفتم آنقدر کمیاب شوم شاید دلی برایم تنگ شود....افسوس که
فراموش شدم....


ب سلامتی اونی که واسه رفتنش گریه کردم....اون رفت واسه رفیقاش
تعریف کرد و باهم خندیدن....


دلگیرم از مرغ های که دانه هایه شان را خودم دادم اما برای دیگری تخم گذاشتند،
باکی نیست...چند وقت دیگر بوی کباب شدنشان هم به مشامم میرسد....

چه شب ساکتی است...انگار هیچ کس در دنیا نیست؟
شایدم من در دنیای هیچکس نیستم؟


ب سلامتی همه اونایی که تو شبای تنهایشون هوای اغوش عشقشون کردند
اما جز بالشتشون و تنهایی هیچ مهمونی ندارند...
.



اینم متن یه رپ که ادامه مطلب گذاشتمش


ادامه مطلب دوست داشتی بیا

خوش اومدی
یه میز گرد دوباره منو تو یه کیک * خوش اومدی غریبه قدمت رو چشم

از چشمای پرتو نگاه اولت * خوب فهمیدم بالاخره دورت زدنت

حالا میفهمی که یعنی چی تنها شدن * خیلیا به خاطر تو بود از من سوا شدن

همه آرزوهامون نقش بر آب شدن * قسم به آوارگی که تو اون شبا شدن

نمیخوام برگردی تویی که مست کردی * اومدی بهم میگی که تو با من بد کردی

مگه یادت نیست چطوری التماس میکردم * اما وسط حرف گوشیتو روم قطع کردی

منم از هرکی گرفتم سراغتو * بهم بد خندید در حد سرگرمی بودم برات به قول دوستات

پس الان کجاس اونی که تو به خاطرش منو بد ول کردی


دیدم داری میری فک کردم اینم یه شوخیه * گفتم همو نمیبینیم؟ گفتی شاید یه روز دیگه

حالا بعد یه سال دوری من افتادم یادت * پس کجاس اون که میگفتی بیشتر از من میخوادت

چیه صدامو شنیدی باز هوایی شدی * اومدی میگی هرکاری بخوام برام میکنی

فکر برگشتن نباش چیزی عوض نمیشه * نفهمیدی آدم عشقشو به هوس نمیده

رفتی بم گفتی خوشبختی تو با اون میبینی * حالا شبا با صدای خودم آروم میگیری

واسه امثال من که با مث تو میپرن * همیشه یه ترسی هست که دل عشقشو میبرن

آره بردن دلتو من باور نمیکردم * حالا تو مث من شدی به حالت نمیخندم

همه چی فراموش شده بود که تو اومدی * بگذریم از این حرفا غریبه خوش اومدی


قسم به این چشمای گریون * قسم به اون اشکای پنهون

قسم به اون روزی که تو رفتی * تو کوچه ها شدم حیرون

قسم به اشکو دل خونم * یه لحظه پیشت نمیمونم

به اون خدای آسمونا * به شکست غرورم قسم

عشقمو میبرم تو مزارم * سر روی شونه ی خاک میزارم

تویی که منو باور نداشتی * بیا ببیین زیر خاکم میبارم

تو نبودت روزی صد دفه مردم * با گریه هام همرو آزردم

دیگه پیم نگرد هیچوقت آخه * جوونیمو زیر خاکم بردم


الکی وانمود نکن مثلا خیلی خوبی * اشکاتو دارم میبینم از پشت عینک دودی


دیدی چه قشنگ توام رفتی از یادم * روز آخر بهم گفتی صد تا مث تورو دارم

واست افتخاره این همه چشم طرفته * پس حتما جای صد تا دستم روی بدنته؟

آره یادش بخیر روزامون خیلی زود گذشت * به گفته ی خودت بسه دیگه خوش گذشت

چقد تو تنهایی با عکسامون خلوت کردم * ببین خاطرهات منو خستم کردن

قدر عشقتو ندونی یه روز از دست میدیش * من همونیم که گفتی بدی ازش دیدی

همه جا پشت سرم حرف زدی خرابم کردی * منو با هر کس دیگه برابر کردی

دیگه نمومش کن آخر این قصه کجا میشه *من نه تک پر میخوام نه عشق دو آتیشه
اینم یه داستان کوتاه:



دختر : عشقم شرط بندی کنیم؟؟؟

پسر : باشه خانومم ... بکنیم ...

دختر : تو نمی تونی24 ساعت بدون من بمونی؟ ...

پسر : می تونم ...

دختر : می بینیم .....

24 ساعت شروع میشه و پسر از سرطان عشقش و اینکه

خیلی زود قراره بمیره خبر نداشته ...

24 ساعت تموم می شه و پسر میره جلوی در خونه ی

دختر .. در می زنه ولی کسی در رو باز نمی کنه ... داخل

خونه می شه و دختر رو میبینه که روی مبل دراز کشیده

و روش یه یادداشت هست ...

یادداشت : 24 ساعت بدون من موندی ... یه عمر هم بدون

من می تونی بمونی عشق من ... دوستت دارم ....

برچسب ها: جملات زیبا ،
آخرین ویرایش: شنبه 11 بهمن 1393 ساعت 18 و 54 دقیقه و 38 ثانیه

 
یکشنبه 15 مرداد 1396 ساعت 10 و 10 دقیقه و 36 ثانیه
Hi, this weekend is fastidious designed for me, as this point in time
i am reading this fantastic informative article here at my residence.
یکشنبه 20 فروردین 1396 ساعت 03 و 28 دقیقه و 00 ثانیه
Undeniably believe that which you stated. Your favorite justification seemed to be on the web the
simplest thing to be aware of. I say to you, I definitely get annoyed while people consider worries
that they plainly do not know about. You managed to hit
the nail upon the top as well as defined out the whole thing
without having side-effects , people can take a signal.
Will probably be back to get more. Thanks
دوشنبه 20 بهمن 1393 ساعت 11 و 37 دقیقه و 11 ثانیه
جملات 20 بودن باز هم بزار امیرحافظ
امیر حافظ
مرسی بابت نمره ک دادی ..کاش شما استاد درس هام بودی
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر