دانلود رمان سلام بچه ها، اینجا میتونید یه محیط دوستانه داشته باشید، دردودل کنید...بگید از خودتون از دنیاتون از رویاتون... http://roman-khonhaaaaa.mihanblog.com 2016-09-27T16:49:29+01:00 text/html 2016-09-27T11:48:55+01:00 roman-khonhaaaaa.mihanblog.com mina دانلود رمان رازهای مگوی قلبم نوشته samin91كاربرسایت نودوهشتیا http://roman-khonhaaaaa.mihanblog.com/post/264 <p align="center"><font size="3"><strong>دانلود رمان رازهای مگوی قلبم نوشته samin91كاربرسایت نودوهشتیا</strong></font></p> <p align="right"><strong><font size="3"></font></strong>&nbsp;</p> <p align="right"><font size="2">خلاصه:این رمان یه عاشقانه ساده است که در دهه 70 در یه روستای زیبا اتفاق میافته.راوی داستان، دختری 17 ساله به نام لیلاست که برای دنبال کردن بزرگ ترین آرزوش که معلم شدنه چند سالیه که به شهر اومده و توی یه مرکز تربیت معلم مشغول تحصیله .<br>&nbsp;او و پسرخاله اش سهراب، که در بچگی روزهای شیرینی در کنار هم داشتن ،شش سال قبل به دنبال حادثه وحشتناکی که بین خانواده هاشون اتفاق افتاده و برای خاموش شدن آتش کینه ها و خصومت ها ، به عقد هم در اومدن و به اصطلاح وجه المصالحه دعوا و اختلافات شدن .<br>&nbsp;اون پیوند جای اینکه لیلا و سهراب رو به هم نزدیک کنه ،موجب شروع یکسری رنجش ها و سوتفاهم ها بین اون ها شده.<br>&nbsp;حالا شش سال گذشته و سهراب که برای تحصیل به خارج رفته بوده ، داره برمی گرده ... لیلا میخواد رازهای مگوی قلبش رو با شما درمیون بذاره.....</font></p> <p align="right">&nbsp;</p> <p align="right"><font size="2"><a title="" href="http://www.forum.98ia.com/t880702.html" target=""><font size="2">لینك تایپ&nbsp;رمان </font></a></font></p> <p align="right"><font size="2">برداشت از <a title="" href="http://www.patogheroman.blogfa.com/" target="">سایت پاتوق رمان </a></font></p> text/html 2016-09-27T11:43:23+01:00 roman-khonhaaaaa.mihanblog.com امیرچشمی/ سبزوار تقدیم به مینا جان http://roman-khonhaaaaa.mihanblog.com/post/288 <br><p align="center"><font size="2">این سوالو جواب بدین بعد بریم سراغ جملات؟&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; </font></p> <p align="center"><font size="2">کی بیشتر از همه بهت اس میده؟؟ها؟؟؟<a href="http://mania-dv.blogfa.com/"><img style="WIDTH: 56px; HEIGHT: 25px" alt="شکلک زیباساز-mania-dv.blogfa.com" src="http://maniadv.persiangig.com/Smiles.mania-dv/rosesmile.gif" align="bottom" hspace="0" border="0"></a>&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; </font></p> <p align="justify"><font size="2">1.مامان&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; 2.دوستت&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; 3.عشقت</font></p> <p align="justify"><font size="2">4.ایرانسل&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;5.مزاحم&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;6.سایر موارد</font></p> <p align="justify"><font size="2">خوب حالا جملات...........<img src="http://www.kolobok.us/smiles/icq/hi.gif"></font></p> <p align="justify"><font size="2">احساس سوختن به تماشا نمیشود....آتش بگیر تا بدانی چه میکشم<img src="http://mihanblog.comhttp://mihanblog.com/public/public/rte/images_new/smiles/20.gif"></font></p> <p align="justify"><font size="3">بقیه مطلب ادامه مطلب بیاین؟؟؟<img src="http://mihanblog.comhttp://mihanblog.com/public/public/rte/images_new/smiles/11.gif"></font></p> text/html 2016-09-23T11:47:30+01:00 roman-khonhaaaaa.mihanblog.com mina دانلودرمان پسران بد نوشته sober کاربر انجمن نودهشتیا http://roman-khonhaaaaa.mihanblog.com/post/277 <p align="center"><font size="4"><strong>دانلودرمان پسران بد نوشته sober کاربر انجمن نودهشتیا </strong></font></p> <p>&nbsp;</p> <p><font size="2">خلاصه داستان : <br>داستان سه تا دوست ِکه شدیدا دنبال احضار ارواح هستن اما اشتباها موجودات دیگه ای رو به سمت خودشون فرا می خونن.این وسط به دلایلی که توی داستان گفته میشه این موجودات فقط به داروین پیله می کنن،جوری که هر جا میره یه داستان واسش پیش میاد.بعد ِ یه مدت معلوم میشه یکی از همکلاسی های جدید این سه نفر با مشکلی که برای داروین پیش اومده ، در ارتباطه و ...<br></font></p> <p><font size="2"></font>&nbsp;</p> <p><font size="2">منبع :<a title="" href="http://roman-62.blogfa.com/" target="">Roman - 62</a></font></p> text/html 2016-09-22T09:35:33+01:00 roman-khonhaaaaa.mihanblog.com امیرچشمی/ سبزوار کانال تلگرام ما http://roman-khonhaaaaa.mihanblog.com/post/1041 اهوم در ضمن دوستان&nbsp; میتونن تو تگرام مارو همراهیی کنن با مطالیمون. <br>و هفته ای چندتا هم رمان&nbsp; میزاریم تو کانالمون در تلگرام<br><br>اینم تگ کانالمون تو تلگرام<br><br>@amirasheghii<br><br>amirasheghii@<br><br><br><br>اینم لینک<br><br><br>https://telegram.me/joinchat/DZz9Xz9ZF6JAsdF1Pb7BSQ<br> text/html 2016-09-22T08:29:58+01:00 roman-khonhaaaaa.mihanblog.com امیرچشمی/ سبزوار دیر اومدم وبلاگ خراب بود..... http://roman-khonhaaaaa.mihanblog.com/post/1039 با <font size="2">یه متن خوشکل شروع کنم؟<br><br>چندروز پیش نولد 18 سالگیش بود....دخترمو میگم/<br>تو روز تولدش یه غم عجیبی توی چشاش بود......وقتی ازش پرسیدم&nbsp; فقط ازم خواست از اتاقش برم...<br>پشت در پا به پاش گریه کردم....<br>باورم نمیشد که دختره من داره برا احساسش اشک میریزه<br><br>یاد وقتی افتادم که گریه میکردی و من میگفتم اشک تمساحه<img src="http://mihanblog.comhttp://mihanblog.com/public/public/rte/images_new/smiles/2.gif">باورت نکردم<br>داشتم اتاقشو تمیز میکردم ک زیر تختش سیگار پیدا کردم....<br>تمام بدنم هری ریخ....دختر من؟<br><br>یاد وقتی افتادم که گفتی به خاطر من سیگاری شدی...من خندیدم فقط باورت نکردم<br>در اتاقشو باز کرد و با سرعت تمام اومد تلفن برداشت و بعد از 40ثانیه کوبید زمن.<br>و رفت توی اتاقش و عربده میزد بردار لعنتی...<br>با اربده هاش توی قلبم سم ترشح میشد....<br><br>یاد وقتی افتادم حوصله تورو نداشتم....قهرهای بی خودیم....<br>سر کار بودم دلم عجیب شور زد....<br><br>به 20 دقیقه هم نکشید از بیمارستان زنگ زدن......آخ دخترم..<br>بعد ها فهمیدم دخترم عشقشو با کسی دیگ دیده....<br>از اون روز فقط با قرص های ارام بخش داره زندگی میکنه<br><br>جلوم پرپر شد.....<br>و من فقط یاد خیانتم به تو میفتم...<br>بعد از این همه سال یعنی منو نبخشیدی....؟<br>باید دخترم تاوانشو میداد؟<br>تاوان بدی دادم....<br>برای یه مادر چه عذابی بیشتر از این که بچش جلوش له بشه.....<br><br>کاش لااقل الان ببخشتم....<br>من فقط میخوام دخترم به زندگی عادیش برگرده....<br><br>کاش با عشق هم بد تا نکنیم....<img src="http://mihanblog.comhttp://mihanblog.com/public/public/rte/images_new/smiles/2.gif"><br>زمین بد جوری گرده.....<img src="http://mihanblog.comhttp://mihanblog.com/public/public/rte/images_new/smiles/12.gif"><br><br>راستی باتوهم هنوز نبخشیدمت.....گردی زمین ایشالا سمت توهم بیاد.هرکی میخونه بلند بگه آآمین/کوچیک شما امیرحافظ<br><br><br><br>خوب حالا با چندتا جمله تموم کنم؟<br><br>1/هنوز چسبیده ای به چتر و نمیخواهی باور کنی باران اتفاقیست که زیر چتر افتاده....<br><br><br>2/یک روز اوهم معنای بی محلی را میچشد.....بگإار هم اکنون با هم محلی هایش خوش باشد<br><br><br>3/تو جا زدی.....من جا خوردم....او جا گرفت.....همین جابه جایی ها جانم را گرفت.<br><br><br><br>چاکر شما امیرحافظ<img src="http://mihanblog.comhttp://mihanblog.com/public/public/rte/images_new/smiles/53.gif"></font> text/html 2016-06-08T07:05:26+01:00 roman-khonhaaaaa.mihanblog.com mina دانلود رمان غروبهای غریب نوشته مژگان مظفری http://roman-khonhaaaaa.mihanblog.com/post/4 <p>&nbsp;</p> <p align="center"><font size="4">دانلود رمان غروبهای غریب نوشته مژگان مظفری</font></p> <p align="center"><font size="4"><img border="0" hspace="0" alt="" align="baseline" src="http://s1.picofile.com/file/7558940107/%D8%BA%D8%B1%D9%88%D8%A8%D9%87%D8%A7%DB%8C_%D8%BA%D8%B1%DB%8C%D8%A8.bmp"></font></p> <p><font size="3">داستان عشق دو خواهر بسیار زیبا به نامهای هلنا و آلاله به دامون و آشور است که الاله و آشور نامزد میشن و عشقشون به ثمر میرسه ولی دامون و هلنا با تعصب بیخود خانواده دامون به جدائی و رسوایی میانجامد و بعد از چهار سال دست تقدیر آنها را…</font></p> <p><font size="3"></font>&nbsp;</p> <p><font size="3">منبع : سایت نود هشتیا</font></p> text/html 2016-06-07T10:44:30+01:00 roman-khonhaaaaa.mihanblog.com امیرچشمی/ سبزوار تزریق خون.... http://roman-khonhaaaaa.mihanblog.com/post/285 <p align="center"><font size="4">سلام به همه دوستان</font></p> <p align="justify"><font size="3">یه داستان کوتاه گذاشتم تو ادامه مطلب حتما بخونیدش ها</font></p> <p align="justify"><font size="3">ار دست ندید؟النم چندتا جمله قشنگ اینجا میزارم/و دوستانم لطف کنن اگه دارن بزارن؟</font></p> <p align="justify"><font size="3">مرسی<img src="http://mihanblog.comhttp://mihanblog.com/public/public/rte/images_new/smiles/78.gif"></font></p> <p align="justify"><font size="2">میکوشم غم هایم را غرق کنم...اما بیشرف ها یاد گرفته ان شنا کردن را...<img src="http://mihanblog.comhttp://mihanblog.com/public/public/rte/images_new/smiles/2.gif"></font></p> <p align="justify"><font size="2">تنها شادی زندگیم این است که کسی نمیداند تا چه اندازه غمگینم...<img src="http://mihanblog.comhttp://mihanblog.com/public/public/rte/images_new/smiles/17.gif"></font></p> <p align="justify"><font size="2">بعضی هارو باید تو فاضلاب شست...تالجن ها بفهمندکثیف تر از خودشان هم وجود دارد/<img src="http://mihanblog.comhttp://mihanblog.com/public/public/rte/images_new/smiles/13.gif"></font></p> <p align="justify"><font size="2">از هیچ کار بچگیم ناراحت نیستم...جز اینکه آرزو داشتم بزرگ شوم...</font></p> <p align="justify"><font size="2">حالا بیاین ادامه مطلب؟؟؟؟</font></p> text/html 2016-06-02T23:48:36+01:00 roman-khonhaaaaa.mihanblog.com امیرچشمی/ سبزوار ? http://roman-khonhaaaaa.mihanblog.com/post/1037 <font size="5">اینم گذشت.....<br><br>عادتمه منتظر بعدیام بیاین بگذرین ازم....</font><br> text/html 2016-03-11T13:53:21+01:00 roman-khonhaaaaa.mihanblog.com شقایق گل یا پوچ ... http://roman-khonhaaaaa.mihanblog.com/post/1036 <div align="center"><img alt=" تصاویر زیباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نویسان،آپلودعكس، كد موسیقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com " src="http://roozgozar.com/piczibasazi/animator-ofoghi/01/www.roozgozar.com-2099.gif" border="0"><br><p style="text-align: center;"><span style="font-size: small; font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">دو تا دستاشو مشت کرد جلوم گرفت و گفت:</span></p> <p style="text-align: center;"><span style="font-size: small; font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">اگه بگی گل کدومه می مونم ...!</span></p> <p style="text-align: center;"><span style="font-size: small; font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">چه انتخاب سختی بود</span></p> <p style="text-align: center;"><span style="font-size: small; font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">ترس از دست دادنش تمام وجودمو فرا گرفته بود ...</span></p> <p style="text-align: center;"><span style="font-size: small; font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">برای از دست ندادنش محکم زدم پشت دست چپش</span></p> <p style="text-align: center;"><span style="font-size: small; font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">و گفتم این گُله ...!</span></p> <p style="text-align: center;"><span style="font-size: small; font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">دستشو باز کرد ...</span></p> <p style="text-align: center;"><span style="font-size: small; font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">گل بود!</span></p> <p style="text-align: center;"><span style="font-size: small; font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">اشکام روی گونه هام جاری شد</span></p> <p style="text-align: center;"><span style="font-size: small; font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">حواسش نبود، وقتی با دست راستش اشکامو پاک کرد</span></p> <p style="text-align: center;"><span style="font-size: small; font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">فهمیدم تو دست راستش هم گل بود</span></p> <p style="text-align: center;"><span style="font-size: small; font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">«آنکه تو را می خواهد، به هر بهانه ای می ماند»</span></p><p style="text-align: center;"><br><img src="http://s6.picofile.com/file/8188571734/Heavenly_881.jpg" alt="" height="233" width="350"></p><br><p style="text-align: center;"><span style="font-size: small; font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">آدم هایی هستند در زندگیتان؛ نمی گویم خوبند یا بد ...</span></p> <p style="text-align: center;"><span style="font-size: small; font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">چگالى وجودشان بالاست ...</span></p> <p style="text-align: center;"><span style="font-size: small; font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">افکار</span></p> <p style="text-align: center;"><span style="font-size: small; font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">حرف زدن</span></p> <p style="text-align: center;"><span style="font-size: small; font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">رفتار</span></p> <p style="text-align: center;"><span style="font-size: small; font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"><span class="pb59"><a href="http://heavenly.persianblog.ir/tag/محبت">محبت</a></span> داشتنشان</span></p> <p style="text-align: center;"><span style="font-size: small; font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">و هر جزئى از وجودشان امضادار است</span></p> <p style="text-align: center;"><span style="font-size: small; font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">یادت نمی رود هستن هایشان را.</span></p> <p style="text-align: center;"><span style="font-size: small; font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">بس که حضورشان پررنگ است.</span></p> <p style="text-align: center;"><span style="font-size: small; font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">رد پا حک می کنند اینها روى دل و جانت.</span></p> <p style="text-align: center;"><span style="font-size: small; font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">بس که بلدند باشند ...</span></p> <p style="text-align: center;"><span style="font-size: small; font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">این آدم ها را باید قدر بدانى ...</span></p> <p style="text-align: center;"><span style="font-size: small; font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">وگرنه دنیا پر است </span></p> <p style="text-align: center;"><span style="font-size: small; font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">از آن دیگرهاى بى امضایى که شیب منحنى حضورشان همیشه ثابت است ...</span></p> <p style="text-align: center;"><span style="font-size: small; font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">بعضى آدم ها ترجمه شده اند</span></p> <p style="text-align: center;"><span style="font-size: small; font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">بعضى از آدم ها فتوکپى آدم هاى دیگرند</span></p> <p style="text-align: center;"><span style="font-size: small; font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">بعضى از آدم ها با چند درصد تخفیف به فروش می رسند</span></p> <p style="text-align: center;"><span style="font-size: small; font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">بعضى از آدم ها فقط جدول و سرگرمى دارند</span></p> <p style="text-align: center;"><span style="font-size: small; font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">بعضى از آدم ها را باید چند بار بخوانیم تا معنى آنها را بفهمیم</span></p> <p style="text-align: center;"><span style="font-size: small; font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">و بعضى از آدم ها را باید نخوانده کنار گذاشت</span></p> <p style="text-align: center;"><span style="font-size: small; font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">از روى بعضى آدم ها باید مشق نوشت و از روى بعضى جریمه ...</span></p><p style="text-align: center;"><br><img src="http://s6.picofile.com/file/8181995142/Heavenly_743.jpg" alt="" height="450" width="300"></p><p style="text-align: center;" align="justify"><font size="4"><font face="Mihan-IransansBold">سلام به همه و داداشه گلم</font></font></p><p style="text-align: center;" align="justify"><font size="4"><font face="Mihan-IransansBold">نمیدونم تبریک بگم یا نه اما بهتره بگم هرجور صلاحته</font></font></p><p style="text-align: center;" align="justify"><font size="4"><font face="Mihan-IransansBold">اما اگه صلاحت به ازدواج کردن بود حتما خوشبخت شو</font></font></p><p style="text-align: center;" align="justify"><font size="4"><font face="Mihan-IransansBold">محبت کن و ببخش</font></font></p><p style="text-align: center;" align="justify"><font size="4"><font face="Mihan-IransansBold">ارزوی بهترینارو واست دارم</font></font></p><p style="text-align: center;" align="justify"><font size="4"><font face="Mihan-IransansBold">اینو بدون هرجا که باشی هراتفاقی که بیوفته یه سریا هستن که</font></font></p><p style="text-align: center;" align="justify"><font size="4"><font face="Mihan-IransansBold">به همه حرفات گوش بدن و تو مشکلاتت و غمات و همچنین شادیات شریک باشن</font></font></p><p style="text-align: center;" align="justify"><font size="4"><font face="Mihan-IransansBold">عاقبتت خوش باشه<img src="http://mihanblog.comhttp://mihanblog.com/public/public/rte/images_new/smiles/53.gif"></font></font></p></div> text/html 2016-03-06T16:48:03+01:00 roman-khonhaaaaa.mihanblog.com امیرچشمی/ سبزوار ن http://roman-khonhaaaaa.mihanblog.com/post/1035 <font size="3"><font size="5"><br><br><br>&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; درد دلی نیست......چون دلی نیست</font><br></font> text/html 2016-03-06T08:29:55+01:00 roman-khonhaaaaa.mihanblog.com امیرچشمی/ سبزوار خوشحال نیستم از اینکه تو فالت نبودم....اما چون خدا خواسته دم نمیزنم...شایدلیاقتشو نداشتی کسی دیگرو باید خوشبخت کنم http://roman-khonhaaaaa.mihanblog.com/post/1034 <font size="2">دلگیرم ازت...از تو نه ..از اونا که جا تو تصمیم گرفتن و منو خط زدن،،از اونا که نخواستنم.....راستی تو که ته دلت منو خواستی نه؟نه جواب نده.....من از شنیدن جوابت ترسیدم<br><br>دلگیرم از سادگیم..از تو از زندگیم...دلگیرم از دوستات&nbsp; که زیراب زدن....تو روم خوب بودن اما از پشت زدن،اینقد بدمو گفتن که باهام بد شدی ///<font color="#FF0000" size="4">تو که بهم ایمان داشتی چرا گوشت اینارو شنید،چرا نه نگفتی بهشون که توجیم کنی؟چرا الکی بهم امید دادی؟همه امیدم تو بودی که الان نیستی</font><br><br><br>دلگیرم از اینکه تنهاشدم&nbsp; از آرزوی با تو بودن که یه شد حسرت به دل، ازخونوادت که اونا باعثشن ..خودشونو بالا دیدنو من بد له شدم، شاید اونا راست بگن تو حدت نبودم از همه چی از کلاس و سوادم...آخه من یه&nbsp; همیشه از دم تجدیدم...../////</font><font size="2"><font color="#FF0000" size="4">تو که بهم ایمان داشتی چرا گوشت اینارو شنید،چرا نه نگفتی بهشون که توجیم کنی؟چرا الکی بهم امید دادی؟همه امیدم تو بودی که الان نیستی<br></font><br><br>دلگیرم از شکستم اخه بد خرد شدم، از اینکه بی دلیل رفتی بد له شدم،میگفقتی همیشه کنارمی اما فقط تو سختی ها و تو غمت،،میگفتی پشتمی...اما الان نیستی بد خوردم زمین،راستی الان پشتت کیه؟من روانی شدم تو باعثشی ....بد کردی باهام ...تا اخر عمر تو یادمی.../////<font color="#FF0000" size="4">نیستی ...کجایی که الان ارومم کنی ..حرف بزنی با حرفات دلگرمم کنی<br></font><br>دلگیرم از اونا که با حرفاشون باعث شد منو دورم زدی..حرفاشون گوش دادی و خطم زدی/<br><br>تو ایمان نداشتی که دنبال فالم بودی....تو فالت هیچ وقت نبودم...<font color="#3333FF">چون همیشه تو قلبم بودی/<br></font><br>متنفرم از هرچی رمال و فالگیره...مخصوصا اونا که باعث جدایی منن از تو،<br><br><font color="#FF0000">اعتقاد به این خرافات تورو از من گرف</font>ت،اعتقاد به اینکه کنار من ایندت خرابه،<br><br>اونا کی باشن که از ایندم بگن؟وقتی خودشون از یه ثانیه بعدشون خبر ندارن،/<br><br>میگفتم نرو سمتشون همشون چرت میگن....میگفتی امتحان پس دادن <br><br>همشون راستگوئن.....<font color="#FF0000">هههه حالا میفهمم چرا نمیخورد بهتون کلاس و سوادم......<br></font><br>واسه خوشبختی تواینده&nbsp; دنبال فالی.<font color="#FF0000">.منم ایندمو به اون بالاسری اعتقاد د ارم.</font><br><br>&nbsp;گفتی اجازس فال منم بگیرن....واسه خوشی دلت اوکی دادم...یادته چی گفتی از ایندم؟<br><font color="#FF0000"><br>الان 180 درجه با اونایی که گفتی فرق دارم....<br><br></font></font><font size="2"><font color="#3333FF"><br><font size="2">حالا بگذریم فال تو کی ا</font>ومد؟</font> الان یعنی اونه جای من؟؟یعنی فالگیرا خوشبختیتو با اون دیدن؟<br><br></font><font size="2">الان خوشبختی نه؟<font color="#3366FF">هههههههههه من خوشبختیمو تو اعتقاد به خدا دیدم</font>.....<br><font color="#3366FF"><br>تو حالا هی بگو خوشبختی و کاعنات میدن..بگو فالگیرا راست میگن....</font><br><font size="4"><br>ههه زندگیتو با اونکه فالگیرا گفتن شروع کنی تازه میفهمی کیا راست میگن،</font><br>خوشحال نیستم از اینکه تو فالت نبودم....<br>اما چون خدا خواسته دم نمیزنم...شایدلیاقتشو نداشتی&nbsp; کسی دیگرو باید خوشبخت کنم//////<br></font><font size="2"><font size="2"><font color="#FF0000" size="4">تو که بهم ایمان داشتی چرا گوشت اینارو شنید،<br>چرا نه نگفتی بهشون که توجیم کنی؟چرا الکی <br>بهم امید دادی؟همه امیدم تو بودی که الان نیستی<br></font></font><br></font> text/html 2016-03-06T08:13:25+01:00 roman-khonhaaaaa.mihanblog.com امیرچشمی/ سبزوار با توام هی که ابرومو بردی..کشتی منو اما خودت نمردی http://roman-khonhaaaaa.mihanblog.com/post/1033 <font size="3">سلامتی خیلی خیلی چیزز باارزشی هست....هرکی داره میخونه برا شفا بیمارا دعا کنه که سلامتیشون برگرده....تازه وقتی قدر سلامتی میفهمیم که خدا یه چیز میگیره....پس شما که الان داری میخونی همین الان&nbsp; شکر سلامتی به جا بیار...نه الان بلکه هرروز/تازه فهمیدم سلامتی چقدر مهمه<br><br>سلام داشتم مطالب گذشته که خودم نوشتم میخوندم که یهو دلم گرفت....این موقع هست که ادم میگه کاش دلی نداشتم که بگیره....<br><br>همینجوری چندتا چیز میزارم. یکم اروم شم، چون میدونم بلاخره اینجا تو دنیای مجازی هستن که بخونن..اما تو دنیا واقعی چی....<br><font color="#FF0000"><br></font><font size="4"><font color="#FF0000">شادی از تقویمم بی تو رفتو برنگشت......<br>انتظارت منو کشت توی سالی که گذشت..</font><br><br>///////////////////////////////////////////////////////<br></font><br><font size="4"><span style="font-size: 8pt"><font size="3">مردم از زخم هایی که خوردم از تنهایی کمکم کن ای دوست مردم از تنهایی<br> <br> واسه خاطر خدا اون و برگردون و&nbsp; شاد کن خاطره این دل سرگردون و<br> <br> <a target="_blank" href="http://picHaK.Net/">من اسیرم تو فقط لحظه مردن من</a> می تونی وا کنی این یوغ از گردن من<br>/////////////////////////////////////////////////////////////<br></font> </span><br>دلش نخواستو نمیخواست یه روز به حرفام برسه...شاید میخواست<br>رقیب من به آرزوهام برسه، قسم به من تو هستی که این همه بخت<br>من سیاس، دلبر خودپسند من هاله خوشبختی کجاست<br>///////////////////////////////////////////////////<br><br>با توام هی که ابرومو بردی..کشتی منو اما خودت نمردی<br>مثل یه کابوس اومدی و رفتی اتیش به زندگیم زدی و رفتی<br>رفتی و من موندمو خاکسترم....بلای تو کاش نمیومد سرم<br><br><br></font></font> text/html 2016-02-24T10:38:51+01:00 roman-khonhaaaaa.mihanblog.com امیرچشمی/ سبزوار منکه یک عمر کنارت فکر زخم های تو بودم http://roman-khonhaaaaa.mihanblog.com/post/1032 <font size="3"><font size="5">اول بگم یه نظرسنجی گذاشتم تو صفحات کناری<br>&nbsp;هست (ستون سمت چپ)دوست داشتید جواب بدید</font><br><br>سلام دوستان نیومدم پست بزارم اومدم یه آخیش بگم....آخــــــــــــــــــــیش<br><br>امروز یا بهتره بگم الان موفق شدم بلاخره مدرک لیسانسمو بگیرم..البته موقتشو،<br><br>&nbsp;حالا چرا مییگم؟واسه اینکه دعا کنید؟<br><br>چی دعا کنید؟<br><br>الان میگم....<br><br>خوب بعد درس نوبت میرسه به خدمت مقدس سربازی....حتما میگی خوب به ما چه؟<br>چه ربطی داشت؟خخخخخ<br><br>همونطور میدونید بنده بچه سبزوارم.....؟اوکی؟ حالا کسی که دفترچه خدمتشو از<br><br>&nbsp;اینجا یعنی سبزواربفرسته میفته کجا؟میفته لب مرزو جاهای بد<br><br>( نیست خیلی بچه ها سبزوار خوب وآروم ساکت هستن<br><br>&nbsp;میفرستن لب مرز خخخخ) که دوستام از سبزوار فرستادن الان لب مرزو<br><br>&nbsp;مناطق سخت هستند،،،،عوضش&nbsp; میگن اکثرا از ششهرهای بزرگ که بفرستند<br><br>..مثل تهران و شیرازو فلان....میفتن جاهای خوب(نیست <br><br>شهرهای بزرگ جوان هاش اکثرا شرور سفت و محکم هستند و اصلا نازک<br><br>&nbsp;نارنجی و سوسول نیستن میفرستن جاهای اروم وخوب) ، که خود دوستام<br><br>&nbsp;چندتاشون از تهران فرستادن الان تو سپاه تهران افتادن میگن عشقو حاله /<br><br>خلاصه من موندم چیکار کنم؟از اینجا پست کنم؟از تهران؟هرچند بعضی ها <br><br>میگن شانست گند باشه فرقی نداره از کجا پست کنی...از شهرهای بزرگ<br><br>&nbsp;هم پست کنی میفتی همون لب مرز جای داعش و اینا......خلاصه پس من<br><br>&nbsp;دیدم چه بهتر که دعا باشه اونم از جانب شما دوستان، حالا اگه خوندی<br><br>&nbsp;دعا کنید یه جای خوب بیفتم و دور از دلشوره و نگرانی برا خانوادم.چون<br><br>&nbsp;بدشانس هم باشم باز دعا شما باشه خوش شانس ترین ادم میشم.<br><br>دمتون گرم دستتون مرسی<br><br><font color="#3333FF">اینم برا اینکه دست خالی نیومده باشم یه جمله کوتاه میگم برا عاشق ماشقا<br></font><br><font color="#FF0000" size="5"><br>تورو از دور دلم دید اما<img src="http://mihanblog.comhttp://mihanblog.com/public/public/rte/images_new/smiles/20.gif">،،نمیدونست چه سرابی دیده...<img src="http://mihanblog.comhttp://mihanblog.com/public/public/rte/images_new/smiles/2.gif"><br><br>منه دیوونه چه میدونستم زندگی برام چه خوابی دیده؟ <img src="http://mihanblog.comhttp://mihanblog.com/public/public/rte/images_new/smiles/12.gif"><br><br>نمیدونی نمیدونی ای عشق کسی که جوونیشو ریخته به پات <br><br></font></font><font color="#FF0000" size="5">واسه اینکه تو رو از دست نده چه عذابی چه عذابی دیده<img src="http://mihanblog.comhttp://mihanblog.com/public/public/rte/images_new/smiles/17.gif"><br> <br>آه ای دله مغرور آروم باش آروم<img src="http://mihanblog.comhttp://mihanblog.com/public/public/rte/images_new/smiles/46.gif"><br><br> هی حاله نامعلوم آروم باش آروم،،<img src="http://mihanblog.comhttp://mihanblog.com/public/public/rte/images_new/smiles/20.gif"><br><br>نیستی اما هنوزم کنارمی<img src="http://mihanblog.comhttp://mihanblog.com/public/public/rte/images_new/smiles/53.gif"><br><br> نیستی اما هنوزم اینجایی<img src="http://mihanblog.comhttp://mihanblog.com/public/public/rte/images_new/smiles/6.gif"><br><br> روزی صد هزار دفه میمیرم اگه احساس کنم تنهایی<img src="http://mihanblog.comhttp://mihanblog.com/public/public/rte/images_new/smiles/12.gif"><br><br> هر کجا رفتیو هر جا موندی منو بی خبر نذار از حالت<img src="http://mihanblog.comhttp://mihanblog.com/public/public/rte/images_new/smiles/18.gif"><br><br> اگه تنها شدیو دلت گرفت خبرم کن که بیام دنبالت<img src="http://mihanblog.comhttp://mihanblog.com/public/public/rte/images_new/smiles/2.gif"><br><br> آه ای دله مغرور آروم باش آروم<img src="http://mihanblog.comhttp://mihanblog.com/public/public/rte/images_new/smiles/20.gif"><br><br> هی حاله نامعلوم آروم باش آروم<img src="http://mihanblog.comhttp://mihanblog.com/public/public/rte/images_new/smiles/20.gif"><br><br></font> text/html 2016-02-07T09:45:07+01:00 roman-khonhaaaaa.mihanblog.com امیرچشمی/ سبزوار اونی که دم میزدی ازش ،عشق پاک نبود.....صدای جیرجیر تخت خواب اونا بود.... که مثل لالایی خوابت میکرد http://roman-khonhaaaaa.mihanblog.com/post/1031 <div align="right"><p style="text-align: center;" align="center"><font size="5"><br></font></p><font size="5">همخواب رقیبانی و من خواب ندارم</font><img src="http://mihanblog.comhttp://mihanblog.com/public/public/rte/images_new/smiles/17.gif"><font size="5"> </font><br><font size="5"><br>&nbsp;بی‌تابم و از این&nbsp; غصه یک خواب ندارم</font><img src="http://mihanblog.comhttp://mihanblog.com/public/public/rte/images_new/smiles/2.gif"><font size="5"> <br><br>دلتنگم و با هیچکسم میل سخن نیست</font><img src="http://mihanblog.comhttp://mihanblog.com/public/public/rte/images_new/smiles/33.gif"><br><br><font size="5">کَس در همه آفاق به دلتنگی من نیست</font><img src="http://mihanblog.comhttp://mihanblog.com/public/public/rte/images_new/smiles/20.gif"><br><font size="5"><br>بسیار ستمکار و بسی عهد شکن هست</font><img src="http://mihanblog.comhttp://mihanblog.com/public/public/rte/images_new/smiles/46.gif"><br><font size="5"><br>اما به ستمکاری تو(.....) عهد شکن نیست</font><img src="http://mihanblog.comhttp://mihanblog.com/public/public/rte/images_new/smiles/17.gif"><br><br><font size="5"><span id="more-19841"></span> </font><p style="text-align: center;" align="center"><font size="5"><br></font></p><font size="5">پیش تو بسی از همه کَس خوارترم من</font><img src="http://mihanblog.comhttp://mihanblog.com/public/public/rte/images_new/smiles/12.gif"><br><font size="5">&nbsp;<br>زان روی که از جمله گرفتارترم من</font><img src="http://mihanblog.comhttp://mihanblog.com/public/public/rte/images_new/smiles/20.gif"><br><br><font size="5">روزی که نماند دگری بر سر کویت</font><img src="http://mihanblog.comhttp://mihanblog.com/public/public/rte/images_new/smiles/63.gif"><br><br><font size="5">دانی که ز هرکس وفادار ترم من</font><img src="http://mihanblog.comhttp://mihanblog.com/public/public/rte/images_new/smiles/9.gif"><br><br><font size="5">بر بی‌کسی من نگر و چاره ی من کن</font><img src="http://mihanblog.comhttp://mihanblog.com/public/public/rte/images_new/smiles/40.gif"><br><br><font size="5">زان کز همه کس بی‌کس و بی‌یارترم من</font><img src="http://mihanblog.comhttp://mihanblog.com/public/public/rte/images_new/smiles/20.gif"><br><br><font size="5">بی یار ترم من....</font><img src="http://mihanblog.comhttp://mihanblog.com/public/public/rte/images_new/smiles/46.gif"><font size="5">بی یار ترم من</font><img src="http://mihanblog.comhttp://mihanblog.com/public/public/rte/images_new/smiles/27.gif"><br><br><div style="overflow: hidden; color: rgb(0, 0, 0); background-color: rgb(255, 255, 255); text-decoration: none; border: medium none;"><br><br></div></div> text/html 2016-01-24T18:56:45+01:00 roman-khonhaaaaa.mihanblog.com امیرچشمی/ سبزوار واگذاری به...... http://roman-khonhaaaaa.mihanblog.com/post/1030 <br><font size="3">میسپارمت به دستایه گرم اون<br><br>&nbsp;همونی که آخر مارو جدا کردمون<br></font><br><font size="3"><img alt="https://encrypted-tbn1.gstatic.com/images?q=tbn:ANd9GcQ3gUhWSZ_ILVK_G38khz8Qj12YDl7aPfo49nEjKdDiaqf5v7aL" src="https://encrypted-tbn1.gstatic.com/images?q=tbn:ANd9GcQ3gUhWSZ_ILVK_G38khz8Qj12YDl7aPfo49nEjKdDiaqf5v7aL"><br><font color="#FF0000" size="6">واگذاری فقط به اشکایه مادرم</font><br><br></font><br><font size="3"><img alt="http://www.hammihan.com/users/status/original/HM-20133805513217186941372438136.56.jpg" src="http://www.hammihan.com/users/status/original/HM-20133805513217186941372438136.56.jpg" height="204" width="257"><br><br>واگذاری به خراش روی دستو شاهرگم<br><br>واگذاری به بغضو صدایه خستم<br><br><font color="#FF0000" size="6">چقد با پایه پیاده دنبالت&nbsp; تو میگشتم</font><br><br>واگذاری به تار سفید مویه سرم<br><br>واگذاری به جوهر نوشته های روی تنم<br><br>واگذاری به قرصای اعصاب<br><br><font color="#CC0000" size="5">به اون کشیده ها که صورت خواهرم میزدم<br></font><br>واگذاری به چروک صورت پیرمرد<br><br><font color="#FF0000" size="5">که سرتو بود وایسادم تو رویه پدرم</font><br><br><font color="#FF0000" size="6">واگذاری به همون خدایی</font> که نمیشنید هر چقد فریاد میزدم<br><br><br>تو دیدی شکستم ولی نیاوردی به روت<br><br></font><br><font size="3"><img alt="http://photos02.wisgoon.com/media/pin/images/o/2015/10/9/9/236x236_1444369473258400.jpg" src="http://photos02.wisgoon.com/media/pin/images/o/2015/10/9/9/236x236_1444369473258400.jpg"><br><br><font color="#FF0000" size="6">من موهام ریخت تو عوض شد رنگ موت</font><br><br>من دنیامو باختم به پایه اون نگات<br><br><font color="#FF0000" size="5">تو چشات چرخیدو من چشم به رات</font><br><br></font><br><font size="3"><img alt="http://up.clip2ni.com/i/images/m0dgepnqlpwmd7haofw8.jpg" src="http://up.clip2ni.com/i/images/m0dgepnqlpwmd7haofw8.jpg" height="232" width="265"><br><br>خواب دیده بودم لباسه تنم سیاه شده<br><br>گفتی من میمیرم گفتم عمرت زیاد شده<br><br>گفتی بیخیال دیوونه ما همو داریم که<br><br><font color="#FF0000" size="5">باور کردم دروغ بود با اینکه</font><br><br>با اینکه رفتی از کنارم هنوز هوایه تو رو دارم<br><br>خاطره هایه قدیما دوباره یاد تو میارم<br><br>با اینکه رفتی از کنارم من هنوز یاد تو هستم<br><br><font color="#FF0000" size="6">این دله شکستمو جز تو به هیچکسی نبستم</font><br><br>کو اون همه قولو قرارا که به هم میدادیم<br><br>حالا چی شد که اینطوری از چشم هم افتادیم<br><br><font color="#FF0000" size="5">کی بود که میگفت منم بودو نبوده زندگیش</font><br><br><font color="#FF0000" size="5">کی بود که بینه ما نموند رو ادعایه عاشقیش</font><br><br>دونه دونه شمردم صدایه قدماتو<br><br><font color="#FF0000" size="5">اوجه خرابیه حالم دیدم خوشیاتو</font><br><br>اگه میدونستم اینقد برات تلخه حرفام<br><br>خودم میرفتم دست نذاری رو نقطه ضعفام<br><br>خدا میدونه ها الان پیشه کیا لبخند یه عکس تو گوشیا<br><br>خوشی زده زیره دلت راستی یادم رفت<font color="#FF0000" size="6"> لباستم بپوشیا</font><br><br>واگذارت کردم به نگرانیم به دلشوره زدناو بیقراریم<br><br><font color="#FF0000" size="6">به تنهاییام تو این شبایه لعنتی</font><br><br><font color="#FF0000" size="5">&nbsp;به دوره همیایه تو و شب زنده داریت</font><br><br>نبینم هایه روز برگردی پیشم جوونیمودادم<font color="#FF0000" size="6"> به عشقت بذار پیر بشم</font><br><br>واگذارت کردم به سیگاره تو دستم <br><br><font color="#FF0000" size="6">که جای دستات درگیرشم</font><br><br>کو اون همه قولو قرارا که به هم میدادیم<br><br>حالا چی شد که اینطوری از چشم هم افتادیم<br><br>کی بود که میگفت منم بودو نبوده زندگیش<br><br>کی بود که بینه ما نموند رو ادعای عاشقیش؟<br><br>ها خدایی تورو مولا <font color="#FF0000" size="4">کی بود که نموند روحرفشو عاشقیش؟؟؟</font><br></font>